أنبياء عليهم السلام ميديدند واز مشاهدهء وجود معنوي محروم بودند
ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأْكُلُ
[ ويتمتع ]
مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَيَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ
ودر حق كافران مكة فرمود كه
وَتَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لا يُبْصِرُونَ .
شيخ عبد اللّه انصارى ميگويد مريدان پيران را در حال حيات شناسند تا برخورند ومنكران بعد از وفات دانند تا حسرت برند بايزيد را در حال حيات أو هژده كس بيش نشناختند چنانكه از أو برخوردند ديگران در ايذاء أو يد بيضا نمودند وچون نقل كرد همه مريد گور أو شدند بيفايده از آنكه از راه حس جز صورت بشرى وى نمىبينند وبگوش كلمات وى مىشنوند پس بايد كه هيچكس را بنظر حقارت نه بيند ودر باطن يكنفس از مراقبه خالى نباشد ويقين داند كه هر نفسي را بروى حقي است وأو را از هر نفسي حظى . حظ أو از نفس حيوة است وحق نفس بر أو حضور بأحق اگر حظ خود بستاند وحق أو بگذارد ( يعنى رها كند ) ظلم كرده باشد ومستحق عقوبت بود واز اينجاست كه سيد الطايفه جنيد بغدادي قدس سره العزيز فرمود كه هرچه از تو گذشت قضاء آن ممكن نيست از آنكه حالي نفس خود را اگر به قضاء ما فات صرف كنى حق اين نفس ضايع كرده باشى والفقير ابن الوقت أشارت بدين معنى است .
وبايد كه از هر هفته صوم پنجشنبه با دوشنبه واز هر ما هي أيام بيض وشب جمعه صلاة تسبيح در وقت خفتن وهر روز سبعي از قرآن برخواند ووقت طلوع وغروب آفتاب در خانهء خلوت روى بقبله ذكر خفى قوى فرو نگذارد ودر حال صوم تعجيل فطر كند بآب وميان مغرب وعشا بذكر أحيا كند كه مشايخ برآنند كه زود افطار كردن [ واينساعت أحيا كردن ] فاضلتر از روزه داشتن واينوقت بخوردن مشغول شدن . واگر در روز صوم عزيزي التماس افطار كند منع نكند كه ثواب آن بسيار است مگر نيت [ نذر ] كرده