خلفاى راشدين ميباشد وعلماء الدين را اينطور توصيف مىنمايد : « . . . ان علماء الدين هم المعتصمون بكتاب اللّه . المجاهدون في متابعة رسوله والمقتدون بأصحابه » بنظر وى علماى دين سه قسماند : أول أرباب وأصحاب حديث يعنى گروهى كه در علم حديث رسول ممارست دارند . ( درين بحث على همداني همه نوع أحاديث رسول را كه عبارت از صحيح وحسن ومرسل وموقوف ومنقطع ومعضل وغريب وشاذ وضعيف ومنكر وغيره ميباشند ، در علم دين مهم ميشمارد وبعد از قرآن مجيد اتكاء به آنها را توصيه ميفرمايد . )
قسم دوم از علماى دين فقها ميباشند كه احكام شرعي را استخراج واستنباط ميكنند واين گروه بر گروه أول رجحان دارد - گروه سوم از علماى دين متصوفه هستند كه أرباب حديث وفقه هستند وبوسيلهء تزكيه وتطهير نفس ظاهر خود را با باطن هماهنگ كردهاند - ايشان علماى واقعىاند كه بر هر دو گروه فضل صوري ومعنوي دارند . على همداني طبق تمايل شخصي خود علماى متصوفه را در رأس علماى دين قرار ميدهد .
7 - رسالة الأوراد
نسخ عكسي : 672 ، 1666 ( كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ) .
رساله داراى 16 برگ ودربارهء اهميت أذكار وأوراد سالكان وصوفيان است محتويات اين رساله تقريبا همان است كه در « أوراد فتحيه » ى على همداني آمده است . آنچه را كه در « أوراد فتحيه » مشروحا بوده درين رسالهء عربى خلاصه شده وبا نقل اشعار فارسي ، مولف بيان خود را زيب وزينت داده است ، مثلا اين اشعار از شاعرى با تخلص محمد :
بر ماه رخت شب وصالم * چشمك چه ميزند ستاره
دلم از بهر ليلى بيقرار است * اگر مجنون شوم نزديك كار است
محمد ميكند عرض تجمل * از انرو قطره اشكش در قطار است
رساله به سه باب منقسم است :
باب أول : در فضيلت أوراد . باب دوم : در بيان احتياج طالب به أوراد . باب سوم : در تقسيم أوقات براي گزاردن أوراد .