قبول نمود . سيد چون به مهمانى آنجماعت ميرفت در راه با يكى از أولياء اللّه كه بروايت رسالهء خ خ مستورات « 1 » حضرت خضر بود ملاقاة نمود آن بزرگ دانهء چند از خ خ حب الملوك « 2 » را در دهان سيد نهاد وبدون گفتن چيزى از أو جدا شد . پس درين دعوت سيد را در شربت زهر خوراندند . سيد ناراحت گرديده زود بحجرهء خود بازگشت ودر حال از تأثير حب الملوك قى واسهال پديد آمد واز هلاكت باز ماند . ولى اثر آن زهر همه عمر باقي ماند وسالى يكبار ورم ميكرد وزرد آب جارى ميشد وسپس مىخشكيد .
از آن به بعد على همداني از معاشرت با علماى سوء احتراز ميجسته ودر رسالهء عربى خود بنام في علماء الدين مينويسد كه علماى واقعي آنكسانند كه از علم وتقوى وتزكيهء نفس بهرهمندند نه مدعيان اطلاعاتى چند كه قلوبرابى اصلاح گذاشتهاند .
بعضي از سلاطين وامرا سيد را مورد آزمايش قرار ميدادهاند مثلا « 3 » پادشاهى در مقابل حقگويى سيد أو را تهديد ميكرد واسبهاى مسين وفولادى را داغ ميكرد وميگفت اگر از حقگوئى باز نمانى ونسبت به تجملات دربار من احترام نميگزارى ترا بر يكى از اين اسبهاى آتشين مينشانم - سيد باين تهديدها اعتنا نميكرد ودر نتيجة روزى آن پادشاه در حلقه مريدان أو درآمد .
صاحب رسالهء - خ خ مستورات « 4 » اين واقعه را به حاكم بلخ منسوب كرده مينويسد كه اسبهاى فلزى مذكور را هرچند داغ ميكردند آنها در صورت كرهء زمهرير سرد ميگشتند وبا ديدن اين كرامت فوق العادهء سيد پادشاه مذكور معذرت خواست واز كردهء خود نادم وتائب گرديد . واللّه اعلم بالصواب .
هامش
( 1 ) - مستورات ع برگ 51 .
( 2 ) - ماهودانه ( فرهنگ نفيسى ج 2 ص 199 ) برگ شيردار كه مسهل قوى است ( فرهنگ عميد ص 1025 ) مسهل سخت وگاهى كشنده است ( لغتنامه دهخدا شمارهء 148 ص 200 )
( 3 ) - خ - م ( با ) برگ 96 ب .
( 4 ) - خ - م ( با ) برگ 96 ب .