ميكنند وفرياد ميزنند يا شاه همدان « 1 » . كشميريان روز 6 ذي الحجهء هر سال بمناسبت وفات على همداني در سراسر مجامع ديني خود جشن خ خ عرس برپا ميسازند ودربارهء شخص وتعليمات حقهء سيد صحبتها ميكنند .
مصائب وآلام در زندگانى وى
مثل سائر پاكبازان وحقگويان على همداني دچار مصائب وآلام زياد گرديده وخودش درين مورد نوشته است : خ خ وسنت الهى چنان رفته كه هركه حق گويد ودر اظهار حق كوشد بسيارى از خلق دشمن أو گردند « 2 » در زمرهء دشمنان أو نه فقط مردمان نادان وعامهء متعصب بلكه فقها وعلماى سوء جاهطلب وبعضي از پادشاهان واميران هم بودهاند . على همداني وقتي به جعفر بدخشى فرمود : خ خ . . . بسى ابتلا بما رسيده در سفر وحضر كه بسى از آن ابتلا به سبب فقها رسيد وعلما وبعضي به سبب ملوك وامراء وبعضي شايد كه بود بشرور نفوس ما وآن بلاها از حضرت حق تعالى باشد بر ما محض عطا اگرچه بصورت آن نمود بلا « 3 » واين جذبه در شعر على همداني هم موجود است . در غزلي ميفرمايد :
خوش آن سرى كه بود ذوق سيرها ديده * بچشم دل رخ اسرار آن سرا ديده
بر آستان وفا هر دمى ز دشمن ودوست * هزار محنت وناكامى وجفا ديده
بهر جفا كه كشيده بروزگار دراز * براي دوست در ان شيوهء وفا ديده
على همداني يكى از فتنههاى علماء سوء را به جعفر بدخشى اينطور بيان نموده كه وقتي وى در مجلسي وعظ ميگفت وبعضي از باصطلاح علما در آنجا حضور داشتند . درين مجلس وى بعضي از حقائق تلخ بيان نمود كه انتقاد گونهيى بود بر آن گروه علما . گروه علما فكر كردند كه اينچنين سخنان وى عقيدت واحترام مردم نسبت بآنان را فاسد ميكند . چارهاى نديدند جز اينكه على همداني را از بين ببرند . به حيله دعوتي ازو كردند تا باين وسيله أو را زهر بخورانند . غرض طبق نقشهء قبلي خود سيد را باصرار دعوت كردند كه البتة أو طبق اخلاق وسيع خود
هامش
( 1 ) - مجلهء معارف اسلامى ( سازمان أوقاف ) تهران شمارهء 5 سال 1347 ش .
( 2 ) - مكتوبات اميريه : شمارهء 8 .
( 3 ) - خ - م ( با ) برگ 95 .