بنىشيبه [ يا باب صفا ] وارد مسجد [ الحرام ] شود ، دربارهء نصب حجرالاسود ، در ميان قبايل داورى كند ، ناگاه محمد صلى الله عليه و آله از آن در وارد شد . همه گفتند : اين محمد امين است و ما همگى به حكم او راضى هستيم . به دستور امين قريش ، پارچهاى آوردند . او پارچه را پهن كرد و حجرالأسود را در ميان آن گذاشت و از رؤساى قبايل خواست كه هركدام گوشهاى از آن را بگيرند و مشتركاً سنگ را تا پاى ديوار ببرند ، چون سنگ را نزديك ديوار آوردند او با دست خويش آن را در جاى اوليه قرار داد . « 1 » با اين تدبير لطيف ، اختلاف ميان قبايل حل و از بروز يك جنگ خونين جلوگيرى شد .
على عليه السلام در مكتب پيامبر صلى الله عليه و آله
چندى پس از تجديد بناى كعبه و چند سال پيش از بعثت حضرت محمد صلى الله عليه و آله ، قحطى بزرگى در مكه رخ داد ؛ ابوطالب عموى پيامبر ، تهيدست و عايلهمند بود . محمد صلى الله عليه و آله به عموى ديگر خود عباس كه از ثروتمندترين افراد بنىهاشم بود پيشنهاد كرد كه هريك از ما يكى از فرزندان ابوطالب را به خانهء خود ببريم تا فشار مالى او كم شود و عباس موافقت كرد . هر دو نزد ابوطالب رفته ، موضوع را با وى در ميان گذاشتند ، او با اين پيشنهاد موافقت كرد . در نتيجه عباس ، جعفر را به نزد خود برد و محمد صلى الله عليه و آله ، على را تحت تربيت و كفالت خود قرار داد . على همچنان در خانهء آن حضرت بود تا آنكه خداوند او را به رسالت مبعوث كرد و على عليه السلام او را تصديق و از او پيروى كرد . « 2 »
هامش
( 1 ) . ابنسعد ، پيشين ، ج 1 ، ص 145 - 146 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 14 - 15 ؛ مجلسى ، پيشين ، ج 15 ، ص 337 - 338 ؛ بلاذرى ، پيشين ، ج 1 ، ص 99 - 100 ؛ مسعودى ، مروجالذهب ( بيروت : دارالأندلس ، ط 1 ، 1965 م ) ، ج 2 ، ص 271 - 272 . برخى از مورّخان ، علت خرابى كعبه و انگيزهء بازسازى آن را حادثهء ديگرى نوشتهاند ، اما همهء مورّخان داورى محمد را نقل كردهاند . ر . ك : ابن اسحاق ، السير والمغازى ، ص 103 ؛ ابنهشام ، پيشين ، ج 1 ، ص 205 ؛ بيهقى ، دلائلالنبوة ، ترجمهء محمود مهدوى دامغانى ، ج 1 ، ص 210 .
( 2 ) . ابن هشام ، السيرة النبوية ( قاهره : مكتبة مصطفى البابى الحلبى ) ، 13551 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 262 ؛ طبرى ، تاريخالأمم والملوك ( بيروت : دار القاموس الحديث ) ، ج 2 ، ص 213 ؛ ابناثير ، الكامل فىالتاريخ ( بيروت : دارصادر ) ، 1399 ه . ق ) ، ج 2 ، ص 58 ؛ بلاذرى ، انسابالأشراف ، تحقيق : الشيخ محمد باقر المحمودى ( بيروت : مؤسسةالأعلمى للمطبوعات ، ط 1 ) ، 1394 ه . ق ، ج 2 ، ص 90 ؛ ابن ابىالحديد ، شرح نهجالبلاغه ( قاهره : دار احياء الكتب العربية ، 1962 م ) ، ج 13 ، ص 119 و ج 1 ، ص 15 .