تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣

پاسخ مىداد ، و هر وقت ساكت مىشدم ، او ابتدا براى من حديث مىگفت . » « 1 » على عليه السلام در دوران خلافت خود از اين دورهء تربيتى خويش چنين ياد مىكند : شما [ ياران پيامبر ] از خويشاوندى نزديك من با رسول خدا و موقعيت خاصى كه با آن‌حضرت داشتم آگاهيد و مىدانيد موقعى كه من خردسال بودم ، پيامبر مرا در آغوش مىگرفت و به سينهء خود مىفشرد و مرا در بستر خود مىخوابانيد ، به طورى كه بدن او را لمس مىكردم ، بوى خوش او را مىشنيدم و او غذا در دهان من مىگذارد . من همچون بچه‌اى كه به دنبال مادرش مىرود ، همه‌جا همراه او مىرفتم ، هر روز يكى از فضايل اخلاقى خود را به من تعليم مىكرد و دستور مىداد كه از آن پيروى كنم . پيامبر هر سال در كوه حراء به عبادت مىپرداخت و جز من كسى او را نمىديد . . . هنگامى كه وحى بر او نازل شد ، صداى شيطان را شنيدم ، به رسول خدا عرض كردم : اين ناله چيست ؟ فرمود : اين ، نالهء شيطان است و علت ناله‌اش اين است كه او از اينكه در روى زمين اطاعت شود ، نااميد شده است . آنچه را من مىشنوم تو نيز مىشنوى و آنچه را مىبينم تو نيز مىبينى ، جز اينكه تو پيامبر نيستى ، بلكه وزير [ من ] و بر خير و نيكى هستى . « 2 » اين گفتار گرچه مىتواند مربوط به عبادت پيامبر صلى الله عليه و آله در حرا پس از بعثت باشد ، اما با توجه به اينكه عبادت پيامبر در حراء غالباً قبل از رسالت بوده ، مىتوان گفت كه اين موضوع مربوط به دوران قبل از رسالت حضرت محمد صلى الله عليه و آله و شنيدن نالهء شيطان ، به هنگام بعثت آن حضرت ، يعنى نزول نخستين آيات قرآن بوده است . درهرحال ، پاكى روح على عليه السلام و تربيتهاى پىگير پيامبر صلى الله عليه و آله ، سبب شد كه او در همان دوران كودكى ، با قلب حسّاس ، ديدهء نافذ ، گوش شنوا و بصيرت خاص ، چيزهايى را ببيند و بشنود كه ديدن و شنيدن آنها براى مردم عادى مقدور نبود .

هامش
( 1 ) . سيوطى ، تاريخ‌الخلفاء ( قاهره : ط 3 ، 1383 ه . ق ) ، ص 170 .
( 2 ) . نهج‌البلاغه ، صبحى صالح ، خطبهء 192 .