وصيت شالح به پسرش عابر
شالح را چون زمان مرگ فرا رسيد ، به پسرش عابر وصيت كرد و او را فرمان داد كه از قابيليان ملعون دورى گزيند . اين بگفت و چشم از جهان فرو بست .
در فصول پيشين نيز ديديم كه چگونه حضرت ابراهيم خليل الرحمن ( ع ) به دو پسرش اسماعيل و اسحاق ( ع ) به حفظ شريعت حنيفه وصيت فرموده است .
آنچه تا به اينجا آورديم ، پارهاى از اخبار تسلسل امر وصايت در اين جلد از كتاب بود .
در جلد پيش خوانديم كه چگونه خداوند موسى كليم اللّه را فرمان داد تا يسع بن نون را بعد از خود وصى بر شريعت و امتش قرار دهد .
و نيز حضرت داوود ، پسرش سليمان ( ع ) را به همان امر وصيت فرمود و حضرت عيسى ، حوارى خود شمعون يا سمعان را به همين امر وصيت كرده است . اين امر وصايت همچنان از زمان حضرت آدم تا عيسى بن مريم ( ع ) تسلسل و ادامه داشته است .
بديهى است كه حضرت محمد ( ص ) نسبت به ديگر پيامبران روش جداگانهاى نداشته و خط سير او نيز متفاوت از آنها نبوده است . لذا آن حضرت به امر خداوند دوازده وصى از اهل بيت و عترتش براى بعد از خود تعيين فرموده كه نخستين آنها پسر عمويش امير المؤمنين على بن أبي طالب ، و آخرين آنها حضرت مهدى فرزند امام حسن عسكرى ( ع ) است .
اخبار مفصل و مشروح اين وصايت ، در پنج كتاب از بزرگان وارستهء ما به نام « اثبات الوصيه » آمده كه شيخ و استاد ما ، نويسندهء كتاب عظيم « الذّريعة » آنها را معرفى نموده است .
و ما برخى از روايات و اخبار آن را در بيش از 25 صفحه در جلد اول كتاب معالم المدرستين خود تحت عنوان « نصوص وارده از پيامبر اسلام ( ص ) در تعيين ولىّ امر بعد از خودش » آوردهايم كه در اينجا بطور اختصار به آن اشاره مىكنيم :
1 - در همان آغاز دعوت به اسلام ، و بعد از نزول آيهء
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
پيامبر خدا ( ص ) فرزندان عبد المطلب را فرا خواند و آنان را به پذيرش اسلام دعوت فرمود . در پايان آن ميهمانى رسول خدا ( ص ) دست بر گردن پسر عمويش على بن