سرزمين خود فرود آمدند ، جسد او را برگيرند و در وسط زمين قرار دهند .
هنگامى كه انوش پسر شيث به دنيا آمد نور معهود در سيماى او درخشيدن گرفت ؛ و چون بالا گرفت و كمال يافت ، به گاه وصيت ، دربارهء آن وديعه و منزلت آن و اينكه شرف و مكانت آنها به آن وابسته است سفارشها نمود ، و او را بفرمود تا فرزندش را بر حقيقت اين شرف و بزرگى منزلت آن آگاه سازد ، و ديگر فرزندانشان را نيز با خبر گرداند و مادام كه نسلشان برجاست آن وصيت را به ديگرى منتقل نمايند .
وصيّت شيث به پسرش انوش
چون مرگ شيث فرا رسيد پسران و پسرزادگانش كه در آن هنگام عبارت بودند از انوش ، قينان ، مهلائيل ، يرد ، اخنوخ ، و زنان و فرزندانشان به گرد او جمع شدند . شيث بر آنان درود گفت و بر ايشان دعا كرد و بركت خواست ، و از آنان خواست كه از آميزش با قابيليان ملعون خوددارى كنند . آنگاه به پسرش انوش وصيت كرد و او را به نگهدارى جسد آدم وصيت كرد ، و سفارش نمود كه تقواى الهى پيشه كند و قومش را به تقواى الهى و عبادت نيكو دستور دهد سپس از دنيا برفت .
انوش در زمان حضرت آدم ( ع ) به دنيا آمده بود . شيث هنگام مرگ به او وصيت كرد و او را از نورى كه به او منتقل شده ( نور حضرت خاتم ( ص ) ، پيامبرى كه از نسل او به وجود خواهد آمد ) آگاه گردانيد ، و او را فرمان داد تا فرزندانش را ، بزرگى بعد از بزرگى ديگر و نسلى به نسل ديگر ، از شرف و منزلت اين نور آگاه گرداند .
انوش بعد از پدرش به نحو احسن به انجام فرمانهاى پدر قيام كرد و به ادارهء امور رعيت و عمل به احكام و مقرراتى كه پدر نيز پيرو آن بود پرداخت .
وصيت انوش به پسرش قينان
بعد از وفات شيث ، انوش به انجام وصيت پدر و جدّش پرداخت . خدا را نيكو پرستش كرد ، و قومش را نيز به حسن عبادت فرمان داد .
چون مرگ انوش فرا رسيد ، پسران و پسرزادگانش چون قينان و مهلائيل به گردش جمع