تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
نعمت داده است شكر و سپاس گفت . او روزى پرندگان را سان ديد ، و هدهد را در ميان آنان بر فراز سرش مشاهده نكرد ، لذا گفت كه او را تنبيه مىكنم يا سرش را مىبرم ، مگر اينكه عذر موجهى براى غيبتش داشته باشد . ديرى نپاييد كه هدهد آمد و او را از سبأ و مردم يمن خبر آورد كه : ديدم زنى بر آنها حكومت مىكند و تخت بسيار عظيم و بزرگى دارد . او و مردمش خداى را سجده نمىبرند ، بلكه آفتاب را مىپرستند . سليمان گفت : خواهيم ديد كه راست مىگويى يا دروغى سر هم كرده‌اى . نامهء مرا ببر و بر آنها بيفكن ، سپس از آنها فاصله بگير و ببين چه مىگويند . نامهء حضرت سليمان چنين بود : بسم اللّه الرحمن الرحيم . بر من سركشى نكنيد ، و مسلمان شده نزد من آييد . جالب اينكه اين نامه دليلى است بر اين كه كلمهء اسلام خود اسمى بر آيين‌هاى پيشين بوده ، و شروع كارها به نام خدا و بسم اللّه ، در شرايع ايشان امرى عادى و جارى بوده است . بارى ، چون بلقيس ملكهء سبأ نامهء سليمان را دريافت كرد ، با مشاوران خود به رايزنى پرداخت كه نامهء سليمان را چه پاسخ دهد . گفتند : ما مردمى نيرومند ، شجاع و صاحب شوكت و سپاهيم ، با اين همه فرمان از توست . ملكه گفت : پادشاهان چون به قهر و غلبه به شهرى درآيند فساد مىكنند و عزيزان آنجا را به ذلت مىكشند . من به زودى هديه‌اى براى سليمان مىفرستم و منتظر پاسخ آن مىمانم كه چه خواهد بود . چون هداياى بلقيس به درگاه حضرت سليمان رسيد آن حضرت به پيغام‌گزارانى كه آن هدايا را به خدمتش عرضه كردند فرمود : آنچه را كه خداوند به من ارزانى داشته ، بهتر از آن است كه به شما داده ؛ و هدايا را نپذيرفت و اضافه كرد : با لشكرى بر شما خواهم تاخت كه توان مقابله با آن را نداريد ، و شما را به ذلت و خوارى خواهم كشيد . آنگاه روى به سپاهيان حاضر در مجلس كرده گفت : چه كسى تخت بلقيس را برايم مىآورد ؟ ديوى بلند بالا و نيرومند گفت : من . پيش از آنكه تو از جايت برخيزى تخت بلقيس را برايت حاضر مىكنم - و حضرت سليمان را عادت بود كه نيم‌روز در درگاه جلوس مىكرد - در اين هنگام كسى را كه از كتاب ( نازل شده در زمانهاى سابق ) دانشى بود جلو آمد و گفت : من آن را پيش از يك چشم بهم‌زدنت