تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
كه روزيتان كرده‌ايم بخوريد ، و در آن طغيان نكنيد كه غضب من بر شما وارد مىشود ، و هر كس مستوجب خشم و غضب من گردد همانا خوار و هلاك خواهد شد * و من حتما آمرزنده‌ام هر كس را كه توبه كند و ايمان آورد ، و كار پسنديده كند ، و راه يابد * اى موسى ! چه چيز تو را بر آن داشت كه از قومت پيشى گيرى ؟ * گفت : آنها پشت سر من هستند ، و به سوى تو شتاب كردم تا تو خشنود شوى * گفت : ما قومت را بعد از تو آزموديم و سامرى آنها را گمراه ساخت * موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قومش بازگشت و گفت : اى قوم من ! آيا پروردگارتان به شما وعدهء خوب نداد ، آيا غيبت من براى شما به درازا كشيد ، يا مگر خواستيد كه غضبى از پروردگارتان شامل شما شود كه وعدهء مرا تخلف كرديد ؟ * گفتند : ما به اختيار خود وعدهء تو را خلف نكرده‌ايم . ما مقدارى از زينت آلات سنگين فرعونيان را به همراه داشتيم كه در آتش افكنديم و سامرى ( فتنه‌انگيز ) چنين به ما القاء كرد * پس براى آنها گوساله‌اى بيرون آورد جسدى كه صداى گوساله داشت ؛ و گفتند خداى شما و خداى موسى اين است كه ( موسى ) از ياد برده است * آيا [ اين گوساله‌پرستان ] نمىنگرند كه ( گوساله ) جواب آنها را نمىداد و هيچ سود و زيانى براى آنها نداشت ؟ ! * هارون قبلا به آنها گفته بود كه اى قوم من ! شما در مورد اين گوساله به فتنه گرفتار شده‌ايد ، پروردگار شما خداى رحمان است . از من پيروى كنيد و فرمانبردارم باشيد * گفتند : ما آن را همچنان پرستش خواهيم كرد تا هنگامى كه موسى به سوى ما بازگردد * موسى ( چون بازگشت با عتاب به هارون ) گفت : هارون ! چون ديدى كه گمراه شدند ، چه چيز جلوى تو را گرفت كه از پى من نيامدى ؟ * چرا از فرمان من سرپيچى كردى ؟ * گفت : اى پسر مادرم ! ريش و سر مرا مگير ، ترسيدم كه بگويى در ميان بنى اسرائيل تفرقه انداخته‌اى و دستور مرا مراعات نكرده‌اى * موسى گفت : اى سامرى ! اين چه كارى است ( كه تو كرده‌اى ) ؟ * گفت : ديده‌ام آنچه را كه اينان نديده‌اند ، پس مشتى از اثر قدم رسول حق