تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ ( ) فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ
آنگاه بعد از آنها موسى را با آيات خويش به سوى فرعون و اشراف او فرستاديم ، آنها آيات را انكار كردند . بنگر سرانجام تبهكاران چه شد * موسى گفت : اى فرعون ! من فرستادهء پروردگار جهانيانم * سزاوار اين است كه بر خدا جز حق نگويم ، براى شما معجزه‌اى از پروردگارتان آورده‌ام ، پس بنى اسرائيل را با من همراه كن * فرعون گفت : اگر از راستگويانى و معجزه‌اى آورده‌اى ، آنها را ارائه ده * پس موسى عصايش را بينداخت و دردم اژدهايى آشكار شد * و دست از گريبان خود بيرون آورد كه ناگاه براى بينندگان سفيد بود * اشراف قوم فرعون ( به فرعون ) گفتند : اين جادوگرى است دانا * كه مىخواهد شما را از سرزمينتان بيرون كند . چه رأى مىدهيد ؟ * ( پس از مشاوره در امر موسى ، قوم به فرعون ) گفتند : او و برادرش را مهلت ده ، و اشخاصى به شهرها بفرست * تا جادوگران ماهر را نزد تو آرند * جادوگران نزد فرعون آمدند و گفتند : اگر ما غالب شديم حتما مزدى خواهيم داشت . * فرعون گفت : آرى و شما از مقربان خواهيد بود * جادوگران گفتند : اى موسى ! يا تو اول عصاى خود را بينداز يا ما ابزار خويش را بيفكنيم * موسى گفت : شما بيندازيد ، و چون انداختند چشمان مردم را جادو كرده آنها را بشدت ترساندند ، و جادويى بزرگ آوردند * به موسى وحى كرديم عصاى خود را بيندازد ، و ( آن اژدها ) دردم آنچه را كه آنها به دروغ آورده بودند بلعيد * حق آشكار شد و آنچه كه مىكردند پوچ گرديد * در آن ميدان شكست خوردند ، و خوار شده بازگشتند * و جادوگران به سجده در آمدند * گفتند : ما به پروردگار جهانيان ايمان آورديم * پروردگار موسى و هارون * فرعون گفت : پيش از آنكه من اجازه بدهم شما به او ايمان آورده‌ايد ؟ ! اين نيرنگى است كه در شهر ساخته‌ايد تا مردمش را از آن بيرون كنيد . به زودى خواهيد فهميد * دستها و پاهايتان را عكس يكديگر قطع مىكنم و آنگاه همگى