تبارك و تعالى مرا به سوى تو فرستاده تا مناسكى را كه مىخواهد با آنها توبهات را بپذيرد به تو بياموزم ، جبرئيل دستش را گرفت و با او به سوى بيت روانه شد ، در اين هنگام ابرى در آسمان پديدار شد ، جبرئيل گفت هر جا را كه اين ابر بر تو سايه افكنده با پاى خود خط بكش ، سپس او را حركت داد تا به منى رسيد و جاى مسجد منى را به وى نشان داد و حدود آن را خط كشيد ، پس از آن كه محل بيت را مشخص كرد و حدود حرم را خط كشيد ، او را به عرفات برد و بر بلنداى آن به پا داشت و به وى گفت : هنگامى كه خورشيد غروب كرد هفت مرتبه به گناه خود اعتراف كن ، و آدم عليه السّلام چنان كرد . « 1 »
پنجم - روايات امام رضا عليه السّلام
: امام رضا عليه السّلام در معناى سخن خداى عزّ و جلّ كه فرموده
خَلَقْتُ بِيَدَيَّ
فرمود : يعنى آن را به قدرت و قوت خود آفريدم . « 2 »
آن حضرت درباره عصمت انبياء در پاسخ سؤال مأمون كه پرسيد :
اى فرزند رسول خدا ! مگر نه آن است كه شما مىگوئيد : پيامبران معصومند ؟
فرمود : آرى . گفت : پس معناى سخن خداى عزّ و جلّ كه مىفرمايد :
عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى
چيست ؟
فرمود : خداى تبارك و تعالى به آدم فرمود : « تو و همسرت در بهشت ساكن شويد و هر چه از آن را خواستيد بخوريد ، و به اين درخت نزديك نشويد كه از ستمكاران مىشويد ، » و درخت گندم را به آنان نشان داد . خداوند به آنان نفرمود : از اين درخت و هر چه از جنس آن است نخوريد ، پس آدم و حوا به آن درخت نزديك نشدند ، آن دو هنگامى كه شيطان وسوسهشان كرد و گفت : « خداوند از اين درخت نهىتان نكرده ، بلكه شما را از نزديك شدن به غير آن نهى كرده ، و شما را از خوردن آن نهى نكرده مگر آنكه دو فرشته شويد يا از جاودانيان گرديد » ، بعد هم براى آن دو سوگند خورد كه « من خير خواه شما هستم ، » و تنها از
هامش
( 1 ) - بحار ج 11 ص 167 .
( 2 ) - تفسير نور الثقلين ، ج 4 ، ص 472 ، به نقل از عيون اخبار الرضا عليه السّلام .