وجه حق نمىكنند ، كما اشار إليه تعالى في حقّهم بقوله :
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّه .
« 1 » و در مرائى كونيّه جز مطالعهء جمال مطلق نمىنمايند و زينتها و آرايشها بالنسبه به ايشان آلت ملاحظهء جلال و جمال مطلق مىباشد و به منزلهء آينهء محاسن و اوصاف حقّند ، و از اين وادى است كه مىگويند :
مه را بينم روى توام ياد دهد * گل را بويم بوى توام ياد دهد
چون زلف بنفشه را زند بر هم باد * آشفتگى موى توام ياد دهد
گه جلوهگر از جمال گلگون باشى * گه خنده زن از لؤلؤ مكنون باشى
در پرده چنين لطيف و موزون باشى * آن لحظه كه بىپرده شوى چون باشى
و از اين سنخ اين ديدن و رؤيت است طلب رؤيت و مشاهده كه در كلام اهل بيت عصمت و طهارت وارد شده ، چنانچه إن شاء اللّه تعالى بعضى از آنها در شرح فقرهء « يا من قرب من خواطر الظّنون و بعد عن ملاحظة العيون » ذكر خواهد شد ، و دعاى عرفه كه از حضرت سيد الشهداء - صلوات اللّه و سلامه عليه و على سائر المستشهدين معه - مذكور است كه فرمودند : « عميت عين لا تراك متى غبت حتّى تحتاج إلى دليل . » و يقين است كه از وجود بنا پى به بنّا توان برد و از مصنوع جمال ، صانع توان ديد و الفاظ ، قوالب معانى و اجسام نمايندهء معانى و روح با بدن و بدن با روح است و مقصود ، دانستن و ديدن معنى است ، و ليكن اين معنى بدون صورت ، صورت نمىبندد .
معنى است كه دل همى ربايد دين هم * معنى است كه مهر مىفزايد كين هم
ليكن به لباس صورتش جلوه دهند * تا بهره دهد ديدهء صورت بين هم
هامش
( 1 ) البقرة : 115 .