تنبيه : همين نحوى كه از براى سمع دو معنى است چنانچه ذكر شد از براى بصرهم دو معنى است يكى رؤيت مبصرات به چشم سر و يكى بينايى قلب و درك حقايق مىگويى : فلانى در فلان امر بصير است معرفت بخصوصيات آن دارد ، و اطلاق سميع و بصير بر خداوند متعال هم دو معنى دارد يكى عالم بمسموعات و مبصرات كه از شئون عالم است مثل حكيم و مريد كه علم به حكم و مصالح و علم بصلاح و فساد دارد ، و يكى بمعنى اجابت
إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ
آل عمران آيهء 33 ، و در نماز مىگويى : ( سمع اللَّه لمن حمده ) يعنى هر كس حمد تو را بجا آورد اجابت ميكنى حوائج او را كه در حديث دارد كه از معصوم سؤال كردند كه : چكنيم كه تمام مؤمنين در حق ما دعا كنند ؟ - فرمود بگوئيد : ( الحمد للَّه ) زيرا تمام مؤمنين در حق شما در حال نماز دعا ميكنند ميگويند : ( سمع اللَّه لمن حمده ) و همچنين بصير بمعنى عالم بما فى الضمير بندگان است :
إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ
و قريب همين مفاد در بسيارى از آيات داريم .
تنبيه آخر : عقل يكى از قواى روح انسانى است كه بمنزلهء آينه است در قلب كه حقايق را درك مىكند و از امير المؤمنين است فرمود :
( العقل ما عبد به الرحمن و و اكتسب به الجنان )
و لذا عقل را رسول باطنى گفتند و رسول را عقل خارجى اين دو از هم جدا نميشوند .
[ سوره الملك ( 67 ) : آيه 11 ]
فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ ( 11 )
پس اعتراف كردند بگناه خود پس دور باد از براى اصحاب آتش افروخته .
فَاعْتَرَفُوا
اعتراف از مادهء عرف و معرفت است بمعنى قبول معرفت و اظهار معترف يعنى اظهار كردند كه ما معرفت داريم و مىدانيم كه چه كردهايم و اعتراف و اقرار بمعنى واحد است چون اقرار هم از مادهء قر است بمعنى ثبوت يعنى ثابت و محقق است و اقرار اظهار ثبوت و تحقق است .
بِذَنْبِهِمْ
ذنب آنها همان رفتار و كردار و گفتار آنها با انبياء و رسل و منذرين كه قبلا اظهار كردند .
سؤال : گناهان آنها بسيار بود چرا نفرمود بذنوبهم ؟ .