توضيح : اين كه علم و قدرت و حيات و ساير صفات كماليه عين ذات اقدس ربوبى است زايد بر ذات و عارض بر ذات نيست زيرا اگر زايد و عارض باشد پس احتياج به اين صفات دارد و احتياج نقص است و ذات اقدس خالى از نقص و عيب است ، بعلاوه تركيب لازم ميآمد و ذات اقدس بسيط است لذا از امير المؤمنين است :
« و كمال توحيده نفى الصفات عنه لشهادة كل موصوف أنه غير الصفة و شهادة كل صفة أنها غير الموصوف ، فمن وصفه فقد قرنه ، و من قرنه فقد جزاه ، و من جزاه فقد جهله و هو في حد الشرك باللّه »
و ذات اقدس حق كه اعلى مراتب وجود است و حدى از براى وجودش نيست أزلا و أبدا حاوى جميع مراتب وجود هست يك مرتبه وجود علم يك مرتبه قدرت يك مربته حياة و هكذا . لذا مىگوييم آن صفات منتزع از ذات اقدس است نه عارض بر ذات ، و همين نحوى كه ذات مقدسش محدود نيست و غير متناهى است و علم و قدرت و حياة هم محدود نيست و غير متناهى است لذا ميفرمايد :
يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ
از ملائكه و كرات جويه و بهشت و حوريه و غلمان و آنچه كه لا يعلمه الا هو و هكذا .
وَ الْأَرْضِ
و بالجمله اگر بگوئيم از فوق عرش الى تخوم الارض كوتاه گفتهايم زيرا از فوق عرش تا تخوم ارض محدود است و علم نامحدود .
وَ يَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ
كه پنهان ميكنيد كسى مطلع نشود حتى ملائكه بر خدا مستور نيست ، و در حديث است ميفرمايد :
« و لا تهتكوا أستاركم عند من يعلم أسراركم »
وَ ما تُعْلِنُونَ
كه علنا مرتكب ميشويد بالاخص امروز كه به كلى حيا و شرم از بين رفته و نوعا متجاهر بفسق هستند و علنا در مرئى و منظر مردم در خيابانها و مراكز فحشاء چه ميكنند تا به نتيجهء عاقبتش برسند .
لطف حق با تو مداراها كند * چون كه از حد بگذرد رسوا كند
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
كه هر كس در قلبش چه دارد ايمان يا كفر و ضلالت ، اخلاق فاضله يا ملكات رذيله ، خيالات حسنه يا سيئه بالجمله چيزى بر او مخفى نيست :
يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لا تَخْفى مِنْكُمْ خافِيَةٌ
الحاقه آيهء 18 . بلكه فرداى