وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
امراض قلبى بسيار است هواهاى نفسانى صفات خبيثه كبر نخوت حب جاه علاقه به دنيا سياهى دل معاصى قساوت قلب چشم قلب كور شدن زبان لال شدن و گوش كر شدن عقلش منكوب نفس شدن :
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ
بقره آيهء 17 ،
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ
بقره آيهء 166 .
وَ الْكافِرُونَ
تمام طبقات كفار از مشركين يهود نصارى مجوس دهرى طبيعى منافق و اشباه اينها ميگويند :
ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا
. اقول : اگر اين كفار ميدانند كه اين قرآن كريم كلام الهى است و از جانب او آمده پس چرا ايمان نميآورند و بكفر خود باقى هستند و اگر ميگويند اينها را پيغمبر از خود در آورده و آن اينست چرا نسبت به خدا ميدهند مگر اينكه بگويند اين چه چيزهايى است كه اين مدعى رسالت نسبت به خدا ميدهد يا اينكه بگويند ما شاك هستيم كه از جانب خدا است چنانچه از قول آنها نقل ميفرمايد :
وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
جاثيه آيه 23 . بناء اعلى هذا مراد از كافرين منكرين معاد هستند . بارى اينها بهانههايى است كه كفار ميگيرند و خود نميدانند كه چه ميگويند فقط غرض ايراد است .
كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَ ما هِيَ إِلَّا ذِكْرى لِلْبَشَرِ
همين نحو گمراه ميفرمايد خداوند كسى را كه مشيتش تعلق گرفته و هدايت مىكند كسى را كه اراده فرموده و نميداند لشگر پروردگار تو را مگر خود او و نيست اين الا ياد آورى براى بشر .
كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ
اضلال الهى اجبار بر ضلالت نيست بلكه بعد از آنكه ميبيند كه اين بنده قابل هدايت نيست و خود را از قابليت انداخته بواسطهء همان امراض قلبيه كه تذكر داده شد و قساوت قلب او را به خود واگذار مىكند و او در چنگال شيطان و هواهاى نفسانيه ميافتد و ميرود آنجا كه ميرود مثل دانه و هسته كه زارع چون ديد فاسد شده و قابليت رشد ندارد كشت نميكند و دور مياندازد و در چنگال