[ سوره المدثر ( 74 ) : آيه 18 ]
إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ ( 18 )
بدرستى كه او فكر كرد و اندازه گرفت .
إِنَّهُ فَكَّرَ
فكر دو قسم است : يك قسم فكر در امر تحصيل دنيا كه بچه كيفيت بايد تحصيل جاه و مقام و تحصيل مال و منال كرد و در ابطال حق و اثبات باطل مثل اين صنايع امروزه از طياره و تلفن و تلويزيون و بچه طريق بايد حق را باطل كرد و باطل را به صورت حق جلوه داد كه حيله و تزوير و مكر و فكرى و شيطنت و طريق وصله بظلم و عصيان مثل دار الندوة چه مشركين براى كشتن رسول اللَّه و جلوگيرى از دعوت او و مثل دار الشورى براى نصب ابى بكر و ابطال خلافت امير المؤمنين يا براى نصب عثمان و رد حق على يا معاويه و يزيد و بنى اميه و بنى عباس در مورد ائمه اطهار ، و مثل اهل ضلال امروزه در اضلال عوام و انداختن نظر آنها را از علماء دين و اهانت به آنها و القاء شبهات ، و مثل ظلمه در كيفيت ظلم و سارقين در كيفيت سرقت ، و جيب بران در راه جيب برى و اشباه اينها بسيار است و نقشههاى آنها بىشمار است كه اين آيه در اين مورد است و پس از آنكه راه را پيدا كرد .
وَ قَدَّرَ
فكر خود را عملى كرد كه عمده عقوبات قيامت و فساد در عالم در اثر عمل است زيرا مجرد فكر تا بمقام عمل نرسيده چندان عقوبتى ندارد زيرا چه بسيار از دانشمندان و علماء اعلام و صلحا و اتقياء بهتر و بالاتر مىتوانند اين حيلهها و تزويرها را به كار زنند لكن دين آنها و خوف از عذاب الهى جلوگير آنها است اهل باطل خيال نكنند كه اهل حق اين حيله و تزويرات آنها را نميدانند ميدانند و نميكنند چنانچه ائمه اطهار هزار برابر خلفاء سهگانه و بنى اميه و بنى عباس ميدانستند و ميتوانستند لكن مقام عصمت و طهارت جلوگير بود و هكذا انبياء نسبت بكفار و مشركين و اهل حق نسبت باهل باطل .
قسم دوم - فكر در معرفت الهى و شناسايى حق و در تحصيل آخرت و معرفت به شئونات انبياء و ائمه اطهار و طريق احقاق حق و ابطال باطل ، و در احوال انبياء سلف و امم سالفه و در عواقب امور كه بسيار ممدوح است و در آيات بسيار تأكيد شده و در اخبار