است ، و غروب آنها موقعى است كه اين لباس از قامت آنها كنده مىشود كه مفاد محيى و مميت و مبدء و معيد است رب تمام آنها ذات اقدس پروردگار است .
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
كه گفتيم اين كلمه شريفه سه دلالت دارد : مطابقى التزامى اقتضايى مطابقى توحيد عبادتى است ، التزامى توحيد صفاتى و افعالى است ، اقتضايى توحيد نظرى است لذا ميفرمايد :
فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا
مقام توكل از شئون توحيد افعالى و نظرى است كه بداند :
« لا مؤثر فى الوجود الا اللَّه »
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
دهر آيهء 30 ،
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
تكوير آيهء 25
ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّهِ
حشر آيهء 5 .
[ سوره المزمل ( 73 ) : آيه 10 ]
وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلاً ( 10 )
و صبر كن بر آنچه ميگويند و دورى كن از آنها دورى نيكويى .
وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ
كه نسبت ساحر و مجنون و كذاب و مفترى بشما ميدهند و اذيتهايى بشما وارد ميكنند چنانچه همين نسبتها را بانبياء سلف هم دادند و آنها صبر كردند و تحمل نمودند و لو اينكه بحضرتش بيش از آنها اذيت كردند كه فرمود :
( ما اوذى نبى مثل ما اوذيت )
شما در مقام تلافى برنيا و تحمل فرما و روى خود نياور .
وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا
هجر جميل مخالفت قلبى و ترك هواهاى نفسانى آنها ولى در ظاهر ملايمت در معاشرت و مدارات در دعوة الى الحق كه بالاترين چيزى كه كلمه اسلام را بلند كرد همين اخلاق پيغمبر بود كه حتى در فتح مكه تمام آنها را عفو فرمود و انتقام نكشيد و گذشت نمود حتى خانه ابى سفيان را محل امن قرار داد .
[ سوره المزمل ( 73 ) : آيه 11 ]
وَ ذَرْنِي وَ الْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلِيلاً ( 11 )
وَ ذَرْنِي وَ الْمُكَذِّبِينَ
يعنى عقوبت آنها را و انتقام آنها را واگذار به من كه خداى تو هستم كن من از آنها انتقام خواهم كشيد تو متعرض آنها نباش چنانچه هر مظلومى و ذى حقى كه از ظالم و من عليه الحق انتقام نكشد يا نتواند ميگويد : او را واگذار كردم به خدا ، و مكذبين پيغمبر كفار و مشركين يهود و نصارى و مجوس كه به كلى تكذيب