حَتَّى يَنْفَضُّوا
ظاهرا اين جمله را بانصار نگفته باشند بلكه همان جمله اولى باشد ، و غرض آنها اين بود كه اينها از نزد حضرت رسالت بروند خدا ميفرمايد :
وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
مكرر گفتهايم و آيات بسيارى داريم كه امر خلق و رزق و غنا و فقر و اعطاء و منع و توسعه و تضييق بيد قدرت او است و تمام موافق حكمت و صلاح است مؤمن بايد در غنا و دولت و مكنت شكر گزار باشد و در فقر و ضيق صابر باشد و در هر حال راضى بقضاء الهى باشد .
يكى را دهى تخت و تاج و كلاه * يكى را نشانى به خاك سياه
يكى را به او تاج شاهى دهى * يكى را به دريا بماهى دهى
پيغمبر فرمود :
( الفقر فخرى )
اين مهاجرين چشم از خانه و زندگى خود پوشيدند كه هجرت نمودند .
وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ
خيال ميكنند تمام بدست بشر است و باسباب ظاهريه چنانچه قارون گفت :
إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي
قصص آيهء 78 .
[ سوره المنافقون ( 63 ) : آيه 8 ]
يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ ( 8 )
اين منافقين ميگويند : هر آينه اگر برگشتيم بمدينه هر آينه البته خارج ميشوند عزيزها از آن مدينه بذلت و خارى خدا ميفرمايد : و از براى خدا عزت است و از براى رسول او و از براى مؤمنين .
يَقُولُونَ
اين منافقون پيش خود به يكديگر ميگويند :
لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ
از جنگ و غزوهء بنى المصطلق بمدينه به خيال اينكه مسلمانان منكوب و مغلوب ميشوند و كفار فاتح و غالب ميگردند .
لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ
كه مراد حضرت رسالت و اصحاب او و مؤمنين باشند كه عزت و شوكت داشتند بيرون ميروند .
منها از مدينه كه ديگر نميتوانند در مدينه زيست كنند .
الاذل با ذلت و خوارى و خفت خداوند در جواب آنها ميفرمايد :