أَنَّى يُؤْفَكُونَ
چه با مؤمنين و چه با مشركين و چه با كفار و اهل كتاب يهود و نصارى .
[ سوره المنافقون ( 63 ) : آيه 5 ]
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ ( 5 )
و زمانى كه گفته شد به آنها بيائيد تا پيغمبر براى شما طلب مغفرت كند سرها را زير مياندازند و آنها تكبر ميورزند .
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ
قائل ظاهرا مؤمنين هستند كه به اين منافقين ميگويند :
تَعالَوْا
بيائيد دست از اين كارهاى زشت خود برداريد و خدمت حضرت رسالت مشرف شويد و از او تمنى كنيد كه از خداى خود براى شما طلب مغفرت كند .
يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ
اينها زير اين بار نميروند و رو برميگردانند و سر به زير مياندازند .
لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ
براى اينكه خود را از كار نيندازند كه ما كارى نكردهايم كه احتياج به استغفار پيغمبر داشته باشيم چون اصلا پيغمبر را منكر هستند در باطن و اعمال خود را هم قبيح نميدانند .
وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ
گفتيم فرق است بين كبر و تكبر و استكبار ، كبر اين است كه در خود و به خيال خود يك بزرگى توهم مىكند من كى هستم پدرم مادرم كيان بودند رياست دولت ثروت عده وعده دارم . از فلان طائفه و قبيله هستم و حال آنكه انسان هر چه هست بسيار ضعيف است يك مورچه يا پشه او را ذليل مىكند كوچكترين بلائى را از خود نميتواند دفع كند :
إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ
حج آيهء 73 . كبريايى خاص ذات اقدس ربوبى است ، در حديث قدسى است فرمود :
( الكبرياء ردائى و العظمة ازارى فمن نازعنى فيه )
او را خار و ذليل ميكنم و در حديث است :
( لا يدخل الجنة من كان في قلبه حبة خردل من الكبر ) .
و تكبر اين است كه اين بزرگى را كه در خود توهم كرده بخرج ديگران دهد و اظهار كند و برخ ديگران بكشد كه