اگر دست از دعوت بتوحيد برندارى خواهند تو را بقتل رسانند و چندين مرتبه هم تصميم قتل او را گرفتند تا زمان هجرت و پس از هجرت هم چندين مرتبه در غزوات تصميم داشتند و خداوند نصرت فرمود و آنها را مخذول و منكوب كرد و همچنين كفار يهود و نصارى و مهمترين منافقين اصحاب عقبه و مخصوصا در نصب امير المؤمنين كه خداوند ميفرمايد
بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ
الى قوله
وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
.
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ
اين هايى كه از قابليت هدايت خارج شدند بواسطهء سياهى دل و قساوت و عناد و عصبيت و هواهاى نفسانى و كبر و نخوت و در ضلالت افتادند خداوند هم آنها را به خود واگذارد كه معنى يضلل اللَّه است چنانچه گفته شد
فَما لَهُ مِنْ هادٍ
در چند آيهء قبل بيان شد كسى كه از قابليت افتاده احدى نميتواند او را هدايت كند زيرا تناقض لازم ميايد بواسطهء اينكه اگر هدايت شد كشف مىشود كه قابليت داشته چون شيئى كه بمقام فعليت رسيد همين دليل است بر اينكه قابليت داشته و با فرض عدم قابليت تناقض لازم ميايد و جمع بين متناقضين وجود و عدم از محالات اوليه است .
[ سوره الزمر ( 39 ) : آيه 37 ]
وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ أَ لَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِي انْتِقامٍ ( 37 )
و كسى را كه خداوند او را هدايت فرمايد پس نيست كسى كه بتواند او را گمراه كند آيا نيست خداوند قادر متعال قاهر بر دفع ارباب ضلال و صاحب انتقام اشكال : چه بسيار اشخاصى كه ديدهايم كه پس از هدايت و ايمان مرتد شدند و برگشتند بكفر و ضلالت يا بواسطهء وساوس شيطان يا باضلال مضلين يا بواسطهء هواى نفسانى يا بكثرت معاصى كه باعث زوال ايمان مىشود چنانچه فرمودند
« ارتد الناس بعد رسول اللَّه الا اربعة او خمس »
و در قرآن هم ميفرمايد
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
الايه مائده آيهء 59 و شيطان هم گفت
لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ
الى