تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
در بلا خوش مىكشم لذات او * مات اويم مات اويم مات او ببينيد ابى عبد اللَّه عليه السلام در گودال قتلگاه چه ميگويد : « الهى رضا بقضائك صبرا على بلائك لا معبود سواك يا غياث المستغيثين » خداوند شيطان را مسلّط كرد اوّلا بر مال ايوب تماما از بين رفت از مزارع و مواشى ، ثانيا بر اولاد او تمام هلاك شدند ، ثالثا بر بدن او مريض شد ديگر احدى بسراغ او نيامد فقط عيال او پرستار او بود و هر چه بلاء سخت ميشد شكر گزارى او و عبادتش بيشتر مىشد ، تا رسيد كار بجايى كه عيالش ميرفت خدمتكارى ميكرد و براى او تحصيل دوا و غذا مىنمود تا روزى در خانه‌اى ميخواستند دختر خود را تزويج كنند به او گفتند اگر گيسوانت را ميدهى ما عاريه كنيم به گيس دخترمان به تو ميدهيم آنچه ميخواهى ناچار داد شيطان آمد نزد ايوب و نسبت زشتى به عيالش داد و از اين جهت گيسوان او را بريدند قسم ياد كرد كه اگر آمد و گيسوانش بريده شده صد تازيانه به او بزند موقعى كه آمد ديد بريده شده جهت پرسيد شرحش را بيان كرد ديگر طاقت او تمام شد چون غيرة اللَّه بود عرض كرد :
أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ
. حقير و لو در جايى نديدم و لكن بقلبم الهام شد كه اين نصب و عذاب همين خبرى بود كه شيطان بايوب داده بود و طاقت او تمام شد چنانچه ابى عبد اللَّه الحسين هم در همان حال كه روى زمين افتاده ديد لشگر حمله كردند بخيمه‌گاه طاقت نياورد با سر زانو رو به آنها رفت و فرياد زد : يا شيعة آل ابى سفيان انا الذى اقاتلكم و انتم تقاتلونى