تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه » و از حضرت رسالت است : « اللهم ارحم خلفائى قيل من خلفاؤك قال الذين يأتون من بعدى و يروون حديثى و سنتى » و نيز فرمود « علماء امتى كأنبياء بنى اسرائيل . » و ثانيا به فتواى اكثر وجوب تقليد تعيينى نيست بخواهند احتياط كنند مانعى ندارد . و ثالثا شرايطى دارد مجتهد باشد غير مجتهد تقليدش جايز نيست و لو بلغ ما بلغ من العلم مطلق باشد تقليد مجتهد متجزى جايز نيست عادل باشد تقليد مجتهد مطلق فاسق جايز نيست فتوايش بر خلاف متعارف بين علماء نباشد باصطلاح كج سليقه نباشد بلكه بعضى اعلميت را هم شرط ميدانند و اين تقليد چه مناسبت دارد با تقليد آباء و اجداد آن هم در امر توحيد آن هم با هزار گونه فسادهايى كه از آباء و اجداد خود ديده‌اند . ( قالوا ) مشركين در جواب حضرت ابراهيم كه عبادت اين اصنام را ما از آباء و اجداد خود اخذ كرده‌ايم . (
بَلْ وَجَدْنا آباءَنا كَذلِكَ يَفْعَلُونَ )
.

[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 75 تا 77 ]

قالَ أَ فَرَأَيْتُمْ ما كُنْتُمْ تَعْبُدُونَ ( 75 ) أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ ( 76 ) فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي إِلاَّ رَبَّ الْعالَمِينَ ( 77 ) فرمود ابراهيم بعبدهء اصنام آيا مشاهده ميكنيد و درك ميكنيد آنچه را كه هستيد شما عبادت ميكنيد و همچنين پدران شما پيشينيان پس محققا آنها دشمن هستند از براى من مگر پروردگار عالميان . كلمه « كنتم » نسبت به حال و ماضيت نسبت به طرف خطاب حال است و نسبت به آباء اقدمون ماضى است يعنى هستيد و بودند ، و كلمهء « فانهم » كه ضمير مذكر است مفسرين وجوهى گفتند بعضى گفتند مرجع عباد اصنام هستند بعضى گفتند مراد اصنام و عبدهء آنها و ما يعقل غالب بر ما لا يعقل شده بعضى گفتند در الا اقدمون ذوى العقول هم بودند لذا ضمير مذكر آورده و لكن آن چه به نظر مىرسد اين كه در آباء اقدمون متدين بدين حقه هم بودند ، مثل انبياء قبل و مؤمنين به آنها بعلاوه بسيارى از مشركين عبادت خدا را هم ميكردند لذا