42 و 43 ) و نص اين آيه در زمان كبر و پيرى ابراهيم بوده پس معلوم مىشود كه والد ابراهيم غير از آزر است كه از او تبرى جسته پس عامهء عمياء اگر اجماع شيعه را قبول ندارند و تواتر اخبار را هم منكرند نميتوانند قرآن را منكر شوند .
(
إِذْ قالَ لِأَبِيهِ )
آزر ،
( وَ قَوْمِهِ )
ظاهرا مرجع ضمير ابيه هست يعنى قوم آزر چون آزر گفتند منجم نمرود بود و در دربار دولتى بود و ممكن است مرجع خود ابراهيم باشد و مراد از قوم كسانى كه مأمور به دعوت آنها بود مثل قوم ساير انبياء .
( ما ذا ) اشاره بخفت است كه اين چه چيز است يك قطعه چوب يا سنگ تراشيده ، (
تَعْبُدُونَ )
ميپرستيد ؟ .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 71 ]
قالُوا نَعْبُدُ أَصْناماً فَنَظَلُّ لَها عاكِفِينَ ( 71 )
گفتند عبادت ميكنيم اصنامى را پس در سايه آنها و تحت ظل آنها وقوف داريم و از آنها اعراض نميكنيم كه معناى عكوف است .
گفتند صنم چيزهايى است كه از چوب و فلزات ميتراشيدند و صنعت ميكردند و ميفروختند به يكديگر بازار رواجى داشت و وثن بتهايى بود كه بصور مختلفه مجسمه ميساختند و بعضى گفتند مرادفين هستند بارى عصر حاضر كه دوره ترقى و تعالى بشر است إله انها هواى نفس آنها است :
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ
( جاثيه آيه 23 )
« و دينهم دنانيرهم و قبلتهم نسائهم »
در حديث است مثل گربه نر و ماده كه ماده از جلو ميرود و نر دنبال او باز بگربه ، سگ ، ده سگ نر در عقب يك سگ ماده ميروند و هر كدام بهره بردارى ميكنند .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 72 تا 73 ]
قالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ ( 72 ) أَوْ يَنْفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ ( 73 )
فرمود آيا اين اصنام ميشنوند ، كلام شما را زمانى كه آنها را بخوانيد يا نفعى بشما ميدهند يا ضررى بشما متوجه ميكنند .
واقعا بسيار حماقت است انسان عاقل كه بايد تميز حسن و قبح و خير و شر و نفع و ضرر را بدهد چرا توجه او بيك جمادى مىشود كه منشأ هيچگونه امرى نيست مثل امروز كه مجسمههايى ، به قيمت گزاف تمام ميكنند و جلو مغازهها ميگذارند براى توجه مشتريان يا عكسها و گراورها را