آيا اين اهل دنيا فكر نمىكنند و تأمل نمىنمايند در نفس خود كه خلق نفرموده - خداوند متعال اين آسمانها را و زمين را و آنچه بين آسمان و زمين است ، مگر به حق و بجا و موافق حكمت و مصلحت و مدت معينى براى آنها مقرر فرموده و به درستى كه بسيارى از افراد بشر بلقاء پروردگار خود هر آينه كافر هستند .
افعال الهى تمام از روى حكمت و مصلحت است . توضيح كلام اينكه خداوند متعال را بذاته نمىتوان شناخت ، زيرا صرف الوجود است و ماهيت ندارد و درك شىء ، توقف دارد بر اينكه سلب وجود از او كنند و ماهيت را در ذهن ، وجود ذهنى دهند و تصور كنند ، كه معنى تصور يعنى صورت ذهنى ، و سلب وجود از نفس وجود معقول نيست ، زيرا عين عدم است و همچنين به صفات ذاتيه هم نمىتوان شناخت ، زيرا اين صفات منتزع از ذات است و مرتبهاى از مراتب وجود است و امور انتزاعيه ما بازاء ندارد بلكه فقط منشأ انتزاع دارد و منشأ انتزاع عين ذات است و اين است فرمايش امير المؤمنين :
« و كمال توحيده نفى الصفات عنه لشهادة كل صفة انها غير الموصوف و شهادة كل موصوف انه غير الصفة فمن وصفه فقد قرنه و من قرنه فقد جزاه و من جزاه فقد جهله » .
و اين جمله ردا شاعره است كه قائل بصفات زائده است « و الزامهم بالقدماء الثمانية معروف » بلكه خدا را بآثار و افعال او بايد شناخت .
« لشهادة كل اثر بوجود مؤثره و كل فعل بوجود فاعله » . از اين جهت مىفرمايد :
أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ
به خود نمىآيند و تأمل و تدبر نمىكنند .
ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ
حكمت خلقت اين دستگاه وسيع عالم علوى و سفلى و آنچه در بين آنها است چيست ؟ كار لغو و عبث و قبيح از او صادر نمىشود تمام براى اين است كه انسان بتواند در اين چهار روزه دنيا تحصيل سعادت كند و تأمين دار باقيه نمايد .
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند * تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار * شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى