و نيز كفر و شرك و ساير عقايد فاسده و معاصى همين نحوى كه آثار دنيوى و اخروى براى صاحب خود دارد قلب را سياه مىكند توفيق را سلب مىكند اصابهء مصائب مىشود ، شيطان تسلط پيدا مىكند بعد از رحمت مىآورد موجب نزول بلا مىشود بعقوبت اخروى معاقب مىشود همين نحو در خارج هم آثارى دارد و اين انكار توحيد ذاتى كه بيانش در آيهء قبل شد كه موجب تجسّم و ذي اجزاء و احتياج مىشود ، قول به اين كه از براى او اولاد است اعلا درجه كفر و شرك و اين اقتضاء دارد كه آسمانها پاره پاره شود و زمين شكاف بردارد و كوهها از هم پاشيده شود به نحو اقتضاء ، لذا در آيهء قبل بلفظ تكاد تعبير فرمود كه اگر حفظ الهي و نگاهدارى او نبود مقتضى اثر خود را مىبخشد حفظ او مانع از تأثير شده لذا ميفرمايد :
أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً
كه اين دعوى اقتضاى اين آثار را دارد ، و اين حفظ الهى نه براى عنايت بآنها است ، بلكه جهات ديگرى دارد يكى آنكه شايد اينها موفق به توبه شوند و از اين عقيده برگردند ، ديگر آنكه شايد در نسل آنها و لو به هزار واسطه مؤمن پيدا شود ، ديگر بواسطه وجود امام و مؤمنين و بقاء دين تا دامنه قيامت و اطفال رضيع و امثال اين است .
[ سوره مريم ( 19 ) : آيه 92 ]
وَ ما يَنْبَغِي لِلرَّحْمنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً ( 92 )
و سزاوار نيست از براى خداوند رحمان اينكه بگيرد ولد و بچه پيدا كند ، زيرا اخذ ولد متوقف بر اين است كه زن اختيار كند .
زن خدا كيست كه آدم را زاييده باشد ، يا ملائكه را زايش كند ، و نيز متوقف بر اين است كه اين اولادها در ابتداء وجود كوچك باشند و شير خوار باشند تا رشد كنند ، و يا بگويند العياذ باللّه خودش زائيده پس او زن است و شوهر او كى است .
بعلاوه لوازمى كه در آيه قبل اشاره شد كه موجب تركيب و تجسيم و احتياج و حدوث و امكان است ، و از وجوب وجود مىافتد ، مسئلة اختلافى است بين