توضيح اينكه حكماء قديم معتقد بودند كه كره زمين ساكن و نقطهء مركزيست و تمام آسمانها از سيّارات و ثوابت حتى عرش اعظم دور كره زمين سير دارند عرش تمام آسمانها را بر خلاف توالى در يك شبانه روز سير مىدهد و تشكيل شب و روز ميديد و هر كدام از آسمانها حركت مخصوصى بر توالى سير مىكنند آسمان قمر قريب بيكماه شمس يك سال لكن اين عقيده فسادش ظاهر شد و اينكه كره زمين دو حركت دارد حركت وضعى دور خود ميچرخد در يك شبانه روز و حركت انتقالى دور كره شمس در يك سال با منظومههاى شمسى و در قرآن مجيد هم اشاره به اين موضوع دارد .
وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ
نمل آيه 90 و كره شمس با منظومههاى شمسى يك حركت ديگرى دارند مستقيما به طرف كره وكاء كه بلسان عرب نصر الطائرش مينامند و شايد مراد عرش اعظم باشد و موقعى كه به آن كره رسيدند تمام از حركت مىافتند و كرات نزديك بهم مىشود كه روز قيامت باشد ديگر نه شب هست نه روز نه ماه نه سال بنا بر اين اشكالى متوجه مىشود كه خداوند ميفرمايد در اين آيه شريفه كه روز قيامت
وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ
با اينكه تمام كرات از حركت ميافتند و سكونت پيدا مىكنند ، لكن جواب اينكه جبال از جاى خود كنده مىشود و از هم ميپاشد و اين غير از حركت كره است چنانچه در آيه ديگر ميفرمايد :
يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا
مزمّل آيه 14 .
وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً
الحاقة آيه 14
وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَةً
ديگر نه عمارتى نه كوهى نه شجرى نه دريايى نه زرعى روى زمين نيست فقط صفحه ساده
وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً
كه جن و انس و ملك و هر ذى حياتى حتى حيوانات حتى وحوش
وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ
تكوير آيه 5 .
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 48 ]
وَ عُرِضُوا عَلى رَبِّكَ صَفًّا لَقَدْ جِئْتُمُونا كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً ( 48 )