نود و نه اسم است كه در قرآن مجيد ذكر شده و در حديث معيّن فرموده كه در هر سوره خود اسم ذكر شده كه نقل حديث طويل است به محل آن رجوع كنيد شرح اسماء الحسنى و خداوند را بهر اسمى بخوانيد اجابت ميفرمايد چنانچه ميفرمايد
وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ
الاية مؤمن آيهء 62 .
وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها
مسئلهء جهر و اخفات در فقه بيان شده صلوات جهريّه مغرب و عشاء و صبح و اخفاتيه ظهر و عصر و در ساير صلوات مخير است و حدّ جهر آنست كه بحدّ داد و فرياد نرسد و از استماع كسانى كه در جنب مصلّى هستند كمتر نباشد و حدّ اخفات آنست كه خود مصلّى اگر آفت در گوشش نباشد استماع كند و بعبارت اوضح جهر جوهر صوت است و اخفات بدون جوهر و اينست مراد از
وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا
و مراد از جهر منتهى فرياد و داد است و از اخفات منتهى اينكه خود مصلّى هم نشنود .
[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيه 111 ]
وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً ( 111 )
و بگو حمد مختص به خدا است آن خداوندى كه براى خود اولادى اتخاذ نفرموده و نيست از براى او شريكى در ملك و مملكت و نيست از براى او ولّى و صاحب اختيارى از راه ذلّت و ببزرگى ياد كن آن هم چه بزرگى
وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ
حمد ثناء جميل است بر فعل اختيارى و با شكر و مدح فرق دارد و لذا مختصّ بذات مقدس اللَّه است زيرا غير او اگر صفات خوبى داشته باشند مثل جواهرات و حسن و زيبايى و امثال اينها اختيارى نيست او را مدح ميشمارند و اگر از انسان عمل خيرى صادر شود بالاختيار آن هم براى نفع خود انجام ميدهد آن هم مقدمات بسيارى دارد كه در تحت اختيار او نيست مثل حيات ، قدرت ، اعضاء و جوارح حتّى نفس اختيار و توفيق و اعانت و موافقت با مشيّت الهى الذى صفت اللَّه است
لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً
نه مثل يهود كه گفتند عزير ابن اللَّه است بلكه در تورية رائج آنها