قبيحه تمام مصاديق باطل است و در مقابل حق عرض اندام نميكنند و چهار روزى جلواتى دارند و به كلى زائل مىشوند للحق دولة و للباطل جولة
إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
لازمه ذاتى باطل است از بين رفتن و فاسد شدن و همين نحو كه باطل از بين مىرود اهل باطل هم ثبات و بقايى ندارند و امروز اهل باطل زياد شدهاند و بترسند و انتظار داشته باشند كه به زودى زود از بين ميروند ولى اهل حق باقي هستند ببقاء اللَّه چه در عالم دنيوى يا برزخى يا اخروى و حتم و واجب است متابعت حق و ترك باطل طرق الهيه حق است و سبل شيطانيه باطل صراط مستقيم حق است طرق اهل ضلالت باطل ايمان حق است شرك و كفر و عناد و خلاف باطل عبادت حق است و معاصى باطل اخلاق حميده حق است صفات رذيله باطل و هكذا حق و باطل دو نقطه متقابل هستند و اجتماع ندارند انسان بايد در جميع امور قلبيه و نفسيه و جوارحيه داخليه و خارجيه نظر كند حق را بگيرد و باطل را رها كند و مميز بين حق و باطل سه چيز است عقل و شرع و مشورت با عقلا و دانشمندان .
[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيه 82 ]
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَساراً ( 82 )
و ما نازل كرديم از قرآن چيزى را كه آن چيز شفاء امراض است و رحمت است براى مؤمنين .
و زياد نميكند ظالمين را مگر خسران و زيانكارى
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ
و استشفاء به قرآن انحاء كثيره است .
« 1 » امراض روحى ببيانات روشن و ادله متقنه شرك و كفر و ضلالت را ميبرد و ايمان و تصديق و اقرار و اعتراف بعقايد حقه ميآورد و اين بالاترين امراض است كه ميفرمايد
فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً
بقره آيهء 9 و ما در جلد اول در ذيل همين آيه مفصلا امراض قلبى را متعرض شديم رجوع فرمائيد .