درك نميكند
فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى
به همان كفر و نفاق و صفات خبيثه باقيست
وَ أَضَلُّ سَبِيلًا
بلكه گمراهتر مىشود چون مشاهده مىكند كه اهل حق بمثوبات بهشت نائل شدند عناد او بيشتر مىشود حتى دارد موقعى كه امير المؤمنين عليه السّلام با شيعيان خود از صراط عبور مىكنند دومى از قعر جهنم و چاه ويل فرياد مىزند كه در هاى جهنم را ببنديد كه من مشاهده نكنم و همين است كلام او بعد از مشاهده تابوت
النار و لا العار
و به همين مطلب اشاره دارد فرمايش ابى عبد اللَّه در رجز خوانى جواب اين ملعون كه فرمود
الموت خير من ركوب العار و العار خير من دخول النار .
[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيه 73 ]
وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَهُ وَ إِذاً لاتَّخَذُوكَ خَلِيلاً ( 73 )
و بدرستى كه نزديك بود كه ترا فريب دهند و منصرف كنند از آن چيزى كه ما وحى فرستاديم بسوى تو كه افتراء بزنى بر ما غير آنچه وحى نموديم ترا و در اين افتراء ترا دوست خود بگيرند اين آيهء شريفه از مشكلات آيات است و مفسرين هر كدام چيزى گفتند كه تمام باطل و خلاف عقيده در حق رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و إله و سلم است زيرا حضرتش بواسطه مقام عصمت و طهارت نه خيال ركون بكفار و مشركين مىكند و نه غير آنچه به او وحى رسيده ميگويد و نه افتراء به خداوند مىزند و نه با كفار خلت و رفاقت و محبت مىكند و ما اولا اشاره بگفتههاى مفسرين مىكنيم سپس آنچه به نظر ميآيد تذكر ميدهيم و اما گفتههاى آنها بعضى گفتند راجع به اين بود كه حضرت اراده داشت استلام حجر كند مشركين مانع شدند كه تا استلام اصنام ما را نكنى نميگذاريم استلام حجر كنى حضرت براى دفع آنها خيال كرد استلام اصنام را سپس منصرف شد بعضى گفتند راجع بشتم اصنام بود كه گفتند اگر شتم نكنى ما ترا دوست خود ميگيريم .
بعضى گفتند چون حضرت اصنام آنها را شكست كه در كعبه بود آنها تقاضا