از تقديرات الهيه نميكند اگر اصابه عين يا حسد حاسدين تقدير شده بتفرقه در دخول هم مىشود و ممكن است در نظر يكى از آنها بيايند و اصابة كند .
إِلَّا حاجَةً فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضاها
فقط براى تسكين قلب يعقوب كه تفرقه در دخول ابعد از اصابه عين است بخصوص عيون عامّه ناس نسبت بعيون جمعى محدود .
وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِما عَلَّمْناهُ
ميدانست كه تقديرات الهى تغيير پذير نيست و لكن ممكن است تقدير اين نحوه باشد كه اگر مجتمعا وارد شوند اصابه عين بشود و متفرقا نشود و البته اين معرفت بواسطه وحى الهى بوده بيعقوب .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
نوع مردم كه خالى از ايمان و معرفت هستند اين نوع پيش آمدها را نه مستند بتقدير الهى ميدانند و نه مستند به چشم و نظر بلكه مستند به بخت و اتفاق و شانس ميپندارند فلانى شانس او گفت يا نگفت شانس داشت يا نداشت .
[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 69 ]
وَ لَمَّا دَخَلُوا عَلى يُوسُفَ آوى إِلَيْهِ أَخاهُ قالَ إِنِّي أَنَا أَخُوكَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 69 )
پس چون كه داخل شدند بر يوسف خلوت كرد و ابن يامين را دعوت كرد بسوى خود و گفت من محققا برادر تو هستم پس باكى نباشد تو را به آنچه كه آنها بودند عمل ميكردند .
فَلَمَّا دَخَلُوا عَلى يُوسُفَ
وارد شهر مصر شدند بسيار احترام به آنها گذاشت و آنها را ضيافت كرد و حضور هر دو نفر كه از مادر يكى بودند بر مائده نشانيد