تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
كنند و آنها را نظر بزنند باصطلاح چشم و نظر يا حسد ببرند فرمود
لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ
محققا بخصوص اهل مصر كه در آن موقع گرفتار قحطى شده بودند و هر چه داشتند از ملك و مال و عبيد و اماء براى اخذ طعام از ملك فروخته حتى خود را عبيد و اماء او قرار داده‌اند بسيار بنظرشان ميآيد همچه اجتماعى با اين زيبايى .
وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ
كه گفتند هر دو نفر از يك باب وارد شدند
وَ ما أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ
غنى بمعنى بىنيازى است يعنى شما را بىنياز نميكنم از تقديرات الهيه كه البته هيچ امرى در خارج تحقق پيدا نميكند مگر بمشيت او اگر تقدير شده باشد مصيبت و بلائى بر شما چشم و نظر بتنهايى تأثير ندارد و اگر مقدر شده باشد بدون نظر هم متوجه مىشود لكن ممكن است تقدير چنين باشد بنحو تعليق كه اگر مورد نظر واقع شد تأثير كند و الّا فلا لذا بايد انسان خود را از نظر مردم حفظ كند .
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ
ان نافيه است نفى حكم مىكند از غير خدا فقط اختصاص به او دارد كه لام للَّه لام اختصاص است تا حكم او صادر نشود امرى واقع نمىشود بايد توكل به او كرد .
عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ
ايكال امر به او كه مقام توكل تحقق پيدا نمىكند مگر به اعتقاد بتوحيد افعالى و مردم در باب توحيد افعالى بر چهار طائفه هستند : طائفه اولى - نوع مردم و اكثر آنها كه امور را مستند باسباب ظاهريه ميدانند و تمام نظر آنها باسباب است و بس . طائفه ثانيه - ايمان به اينكه كارها مستند به خدا است دارند لكن رسوخ در قلب نكرده و توجه ندارند مگر باسباب . طائفه ثالثه - متوجه هستند و ايمان راسخ دارند لكن از باب اينكه ابى اللَّه