تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
و چون ابن يامين يك نفر بود او را خواست و بر مائده خود نشانيد و با او هم غذا شد ساير برادران حسد بردند كه ابن يامين بر مائده ملك نشست پس از احترامات در خفاء برادران
آوى إِلَيْهِ أَخاهُ
طلب كرد بسوى خود برادرش را و با او خلوت كرد .
قالَ إِنِّي أَنَا أَخُوكَ
فرمود محققا بدان كه من خودم برادر تو هستم تأكيد بانّ و تكرار متكلم وحده در جمله انّى انا براى اين است كه ابن يامين باور كند چون احتمال اينكه برادرش يوسف ملك مصر باشد ابدا نميداد حتى بعضى گفتند كه يوسف گفت من جاى برادرت هستم »
فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
حزن و اندوه و غم در دل راه نده به آنچه كه اينها بودند عمل ميكردند ، شايد اشاره به آن اذيتها كه از آنها نسبت بيوسف و ابن يامين ميكردند چون در آيات بعد اشاره دارد كه به آنها فرمود
ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ
كه بابن يامين هم اذيت ميكردند حضرت يوسف براى تسليت قلب برادرش اين فرمايش را فرمود و شايد اين جمله اشاره باشد به آن تمهيد كه براى حفظ و نگاه‌دارى ابن يامين به كار ميزد كه قلبش مضطرب نشود .

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 70 ]

فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ جَعَلَ السِّقايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ ( 70 ) پس چون بست بار آنها را قرار داد كيلى كه با او متاع و طعام را كيل ميكردند دربار برادر او پس ندا داد و اعلان داد ندا كننده اى قافله بدرستى كه شما هر آينه دزدانيد .
فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ
جهاز مال التجاره را گويند و تجهيز حمل
اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 235 | السيد عبد الحسين الطيب