[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 39 ]
يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ ( 39 )
اى دو نفر كه با من در سجن مصاحبت كرديد آيا اين آلهه كه شما ميپرستيد و آنها را ربّ و پروردگار خود ميدانيد كه بتهاى متفرّقه هستند بهتر است پرستش آنها يا خداوند متعال يكتا كه قدرتش و قهرش بر تمام امور تعلق گرفته
يا صاحِبَيِ السِّجْنِ
فتيانى كه با او در سجن رفتند و هر كدام خواب ديدند و از او تأويل و تعبير خواستند
أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ
استفهام تقريرى است و اقامه حجت و دليل است و ارباب جمع ربّ بمعنى مربّى كه به فارسى پروردگار ميناميم يعنى پرورش دهنده و مراد از اصنام آنها است كه يا از چوب تراشيده يا از سنگ و مصنوع خود آنها است چگونه تربيت ميكنند و پرورش ميدهند و قدرت بر دفع ضرر از خود ندارند اگر آنها را بسوزانند يا رضاض كنند چنانچه ابراهيم كرد و اينها متفرق هستند هيچ كدام خبر از ديگرى ندارند و لو پهلوى يكديگر نصب شده باشند و هر كدام غير ديگرى است و از هم جدا هستند يا متماثلين اين بت چوبى با آن بت چوبى يا متضادين بت چوبى با بت سنگى يا متخالفين در شكل و صورت كوچك و بزرگ و مقدار كمّا و كيفا ( خبر ) بل لا خير فيها اصلا
لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً وَ لا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً
.
ام اللَّه ( الذات المستجمع لجميع الكمالات المنزّه عن جميع النواقص و العيوب ) الواحد بالوحدة الذاتية و الصفاتية و الفعليه و العبادتية و النظرية ) كه مكرر گفتهايم كه مراتب توحيد پنج مرتبه است : توحيد ذاتى ، صفاتى افعالى ، عبادتى ، نظرى .
القهار يعنى قاهر بر جميع ممكنات و مخلوقات و غالب بر همه آنها و تمام مقهور و مغلوب تحت قدرت او هستند البته هر عاقلى بالبداهه كه احتياج به اقامه دليل هم نيست حكم مىكند كه عبادت و پرستش مخصوص بذات مقدّس او است