كه در اخبار موجب ارتفاع سيصد درجه مىشود .
دوم صبر بر مشاق عبادات كه موجب ششصد درجه مىشود و ظاهرا مراد از صبر در اين آيه اينست بقرينه آيه قبل و بقرينه جمله بعد .
سوم صبر بر ترك معاصى كه موجب نهصد درجه مىشود بلكه در قرآن ميفرمايد
إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ
زمر آيه 13 .
و صبر در هر مقامى مسمّى به اسمى مىشود و مولّد خلقى ميگردد ، صبر در معاصى تقوى ، صبر بر تصرف در اموال محرمه ورع ، صبر در باب جهاد شجاعت صبر در باب زخارف دنيوى زهد ، بلكه ايمان و عدل و عصمت و امثال اينها تمام مولد صبر هستند و لذا فرمود
( الصبر من الايمان بمنزلة الرأس من الجسد فمن لا صبر له لا ايمان له )
و فرمود
( الصبر مفتاح الفرج ) .
صبر تلخ آمد و ليكن عاقبت * ميوه شيرين دهد پر منفعت
فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
فعل حسن فاعلش محسن است و اجر او عند اللَّه از بين نميرود و فعل حسن فعلى است كه داراى مصلحت ملزمه يا مصلحت راجحه باشد و اگر داراى مفسده باشد و لو مفسده راجحه قبيح است و اگر خالى از مصلحت و مفسده باشد يا مساوى لغو است چنانچه مكررا تذكر دادهايم .
[ سوره هود ( 11 ) : آيه 116 ]
فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُوا بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِمَّنْ أَنْجَيْنا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فِيهِ وَ كانُوا مُجْرِمِينَ ( 116 )
پس چرا و براى چه نبود از قرون سابقه كه هلاك شدند مثل عاد و ثمود و غير آنها صاحبان عقل و ايمان و فهم و ادراك كه قوم خود را نهى كنند و جلوگيرى