خداوند ميفرمايد منشأ آن فقط تقليد آباء چنانچه منشأ آباء آنها هم همين تقليد از آباء خود است نبايد شك كنى در منشأ آن كارهاى جاهلانه فقط نگاه به يكديگر است يك زن مثلا يك روز بيك لباسى بيرون ميآيد ديگران تقليد او ميكنند ميگويند اين فرم امروز است يا يك جوان صورتش را يك نحوى مىكند اين مد مىشود ديگران به آن نگاه ميكنند .
مِمَّا يَعْبُدُ هؤُلاءِ
اقسام بتها كوچك و بزرگ يك بت بزرگ راجع به تمام قبائل و هر قبيله يك بت مخصوص به آن قبيله و هر فرد يك بت شخصى .
ما يَعْبُدُونَ
منشئى ندارد
إِلَّا كَما يَعْبُدُ آباؤُهُمْ
مرسوم آبائى و اجدادى است من قبل كه در موارد بسيار در قرآن خبر ميدهد از قول آنها در جواب انبياء كه اين دين ميراثى است از پدران ما .
وَ إِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ
بطور كامل به مقدار استحقاق آنها نصيب آنها را از عذاب به آنها ميچشانيم غير منقوص چيزى كم نميكنيم بلى فوق استحقاق خداوند عذاب نميفرمايد بمقتضى العدل و الحكمة .
[ سوره هود ( 11 ) : آيه 110 ]
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ ( 110 )
و هر آينه بتحقيق داديم موسى را كتاب تورات را پس امّت او اختلاف كردند در آن و اگر نبود تقدير پروردگار تو در موقعيت عذاب آنها كه در علم او سبقت گرفته هر آينه عذاب بر آنها نازل ميشد و هلاك ميشدند و از بين ميرفتند و بدرستى كه آنها هر آينه در شك از آن عذاب و در ريب هستند .
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ
همين نحوى كه بر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم قرآن نازل