يا من ان يوصف مستفاد از اخبار ، ديگر تقدير باء يعنى به من يضل عن سبيله بقرينه
وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
و احتياج بتمحلات مفسرين نداريم ، و تعبير بمهتدين براى اينست كه فرق است بين مهديين و بين مهتدين ، مهدى كسانى را گويند كه هدايت الهى هدايت شده چه در عالم نورانيت مثل نبيّنا محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و اوصياء او عليهم السّلام و لذا حضرت بقية اللَّه ( عج ) را مهدى ميگويند و لكن مهتدى نمينامند يا در ابتداء امر و بالجمله روى ضلالت را نديده لذا در حق حضرت امير عليه السّلام مىگويى ( لم يسجد بصنم قط ) ( لم يكفر باللّه طرفة عين ) ولى مهتدى كسى را گويند كه در ضلالت بود و بلطف الهى و دعوت رسول و اعانه عقل هدايت يافته مثل مؤمنين صدر اسلام كه كافر بودند مسلمان شدند ، ضال بودند مهتدى شدند ، فقير بودند غنى شدند ، ذليل بودند عزيز شدند و هكذا ضعيف بودند قوى شدند مسئلة - اشخاصى كه اظهار اسلام ميكنند و ما يقين نداريم كه باطنا مسلمان هستند يا آنكه نفاق ميكنند تكليف ما با اينها چيست .
جواب - اما بحسب ظاهر بايد با اينها معامله اسلام كرد بدنشان را پاك دانست ، ذبيحه آنها حلال است ، ازدواج با آنها نمود ، دختر به آنها داد از آنها گرفت ، به جنازه آنها نماز كرد ، غسل داد ، دفن نمود ، احكام ميراث بر آنها جاريست و بالجمله تا مادامى كه كشف خلاف نشده احكام ظاهريه اسلام بر آنها جاريست در قرآن مجيد ميفرمايد
وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً
نساء آيه 96 ، و اما احتياط خود را از دست ندهيد ، اسرار خود را به آنها نگوئيد امانات را بدست آنها ندهيد ، مقام و منصبى براى آنها قائل نشويد ، حضور آنها طلاق ندهيد با آنها نماز نخوانيد ، خود را دست آنها ندهيد در حديث است
( و لا تثقنّ باخيك كلّ الثقة فانّ سرعة الاسترسال لا يستقال )
زيرا اگر نفاق آنها ظاهر شد ديگر كار گذشته و نميشود كارى كرد و بطور كلى از عقوبت نفاق گوشزد