موارد قتل ابتداء امر به غسل ميكنند سپس او را بقتل ميرسانند .
( م ) در مورد نفى بايد از بلدى كه جناية كرده او را نفى بلد كنند و ببلد ديگر و دستور دهند كه در آن بلد با او مؤاكله و مراوده و معاشرت نكنند و از آن بلد اخراج كنند و هكذا تا از كليه بلاد اسلامى اخراج كنند و اگر خواست پناه برد ببلاد شرك به آنها دستور دهند كه او را پناه ندهند و اگر پناه دادند با آنها مقاتله كنند تا مدت يك سال و بعضى گفتند مطلقا تا بميرد يا توبه كند .
( مقام سوم )
در شرح مفاد آيه شريفه
إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
انما از ادات حصر است و جزاء پاداش عمل است و محاربه با خدا و رسول محاربه با اولياء خدا و امّة رسول خدا است يعنى اهل ايمان و مسلمين چه در شهرستانها باشد و چه در برارى و صحارى كه بلصّ تعبير مىشود يعنى نيست جزاى آنها مگر مذكورات .
وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً
عطف تفسيريست يعنى محارب مفسد در ارض است و معنى فساد قتل و غارت و ايذاء و اضرار بمسلمين است جانا و مالا و عرضا ، دينا و دنياءا مقابل مصلح .
أَنْ يُقَتَّلُوا
از باب حق اللَّه كه حدّ شرعى است و اين غير حق الناس است از قصاص و ديه كه قابل عفو است از اولياء مقتول و حدّ قابل عفو نيست .
أَوْ يُصَلَّبُوا
صلب در ازمنه سابقه اين بود كه او را بريسمان مىبستند تا بالاى دار جان دهد غير از معمولى اين ازمنه است كه به گردن بيندازند كه در ظرف چند دقيقه جان بسپارد .
أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ
دست راست و ارجلهم پاى چپ چنانچه در اخبار تفسير شده ( من خلاف ) يعنى مخالف يكديگر كه هر دو از راست يا چپ نباشد