يك نفسى را بدون مجوّز شرعى يا قصاص يا دفع فساد بكشد مثل اينست كه تمام مردم را كشته و كسى كه زنده كند نفسى را مثل آنست كه زنده كرده باشد تمام انس را و هر آينه آمد بنى اسرائيل را پيغمبران ما با معجزات باهرات پس از آن بسيارى از بنى اسرائيل در روى زمين زياد روى كردند .
مِنْ أَجْلِ ذلِكَ
يعنى قتل قابيل هابيل را سبب و علت اين شد
كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ
فرض و لازم نموديم بر بنى اسرائيل ، اجل به سكون جيم بمعنى سبب و علة و غاية است ، و اجل بفتح جيم بمعنى مدّت و انتهاء است
فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
اعراف آيه 34 ، مراد اجل حتمى است و الا اجل معلقى قابل تقديم و تأخير است و تابع معلق عليه است و اجل به سكون لام بمعنى نعم است كه در جواب سؤال گفته مىشود .
( سؤال )
زمان آدم تا زمان موسى و بنى اسرائيل مدّتى طولانى فاصله بوده و مناسب اين بود كه در زمان آدم پس از وقوع قتل اين حكم مجعول شود .
( جواب )
چون بلفظ كتبنا تعبير فرمود و اول كتابى كه نازل شد تورية بود زيرا نسبت بانبياء سلف تعبير بصحف شد : صحف آدم ، شيث ، نوح ، ابراهيم . و اما كتب آسمانى ، تورية ، زبور ، انجيل ، فرقان بوده .
أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً
قتل نفس اقسامى دارد يا بالمباشرة است يا بالتسبيب مثل اطباء و دكترها در پارهاى از معالجات كه يا امتحان ميكنند يا خطاء در معالجه يا دوايى كه ميخورند براى سقط جنين يا سعايت ميكنند نزد ظلمه يا اعانت ميكنند و امثال اينها ، يا بالرضاء است مثل كسانى كه راضى بقتل سيد الشهداء عليه السّلام بودند كه در زيارتش ميخوانى
( و لعن اللَّه امة سمعت بذلك فرضيت به ) .