قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً
خداوند مالك الملوك است كيست قدرت داشته باشد كه مقابل خدا عرض اندام كند و جلوگيرى كند از مشيت و اراده حق و مانع شود از صدور افعال الهيه .
إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
در حكمت معين شده كه ممكن همين نحوى كه در حدوث محتاج به علت است در بقاء هم محتاج است وجود ممكنات بايجاد حق است بقاء موجودات هم بابقاء او است بلكه بنا بر حركت جوهريه ممكنات آن به آن محتاج بافاضه وجود باشند وجود آن ثانى غير از وجود آن اول است و چون متصل است يك وجود مينمايد و الا وجودات متكثره است بعدد آنات مثل خط واحد كه مركب از نقاط متعدده و سطح واحد مركب از خطوط متكثره و جسم واحد مركب از اجزاء غير متناهيه پس اگر آنى افاضه وجود نشد تمام موجودات عالم امكانى نيست صرف ميشوند ( اگر نازى كند از هم فرو ريزند قالبها ) موجودى نيست چه رسد مالك تصرفات حق باشد .
وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما
بملكيت حقيقية ذاتيه و اما غير او هر كه هست و هر چه هست بر فرض عنوان مالكيت بر او صادق باشد جعليه عرضيه است يا از امور اعتباريه است على التحقيق يا امور انتزاعيه چنانچه بعضى گفتند و بر هر تقدير وجود خارجيه ندارد فقط در عالم اعتبار وجود اعتباريه دارد يا منشأ انتزاع دارد .
يَخْلُقُ ما يَشاءُ
مسيح و مادر مسيح و ساير موجودات تماما مخلوق خدا است و تماما در تحت قدرت او است
وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
بر ايجاد و افناء و اعدام قدرت تامه دارد .