و قولهم مراد يهود هستند
إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ
كلمه رسول اللَّه مقول قول يهود نيست زيرا آنها منكر رسالت عيسى بودند بلكه فرمايش خداوند است و مفاد آيه اين مىشود كه مسيح عيسى ابن مريم كه رسول خدا است يهود گفتند او را كشتيم .
وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ
و تعجب اينست كه نصارى صليب عيسى را بسيار محترم ميشمارند و به گردن خود نصب ميكنند با اينكه طبق عقيده آنها بايد با صليب كمال عداوت را داشته باشند ، مثل صليب مثل شمشير پسر مرادى است و خنجر شمر لعنة اللَّه عليهما .
وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ
ظاهر اينست كه مراد شبيه عيسى به نظر آنها آمد و او را كشتند و بدار زدند نه اينكه امر بر آنها مشتبه شد و شك بر آنها عارض شد چنانچه بعض مفسرين گفتند چنانچه مفاد جمله بعد است
وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ
يهود و نصارى كه بين افراط و تفريط ، يهود او را حرامزاده و نصارى خدا و پسر خدا و سه خدا قائلند .
لَفِي شَكٍّ مِنْهُ
زيرا طرفين مدركى ندارند جز اينكه انسان بىپدر محال است وجود پيدا كند ، يهود پدر او را يوسف نجار گفتند ، نصارى خدا و اينها قدرت را منكر هستند و اين بر فرض محال محال عادى است محال عقلى نيست و معجزاتى كه خود آنها نسبت بانبياء ميدهند مثل عصاى موسى و مرده زنده كردن عيسى از همين باب است ، و همچنين در قتل عيسى هم يقين ندارند چون آن كسى كه شبيه عيسى شد قبلا ديده بودند و او را نيافتند مظنون آنها شد كه عيسى است و او مخفى شده با اينكه تمام اطراف را داشتند لذا ميفرمايد
ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ
و اين گمان اينها هم بر خلاف واقع است
وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً
يقينا او را نكشتند يا از روى يقين نكشتند
بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ
مراد از مرجع ضمير اليه يعنى الى