متيقن منساق از كلام نباشد و آنچه به نظر ميرسد و اللَّه العالم اينكه بمناسبت حكم و موضوع و بقرينه صدر و ذيل آيه اينكه مراد از تنازع در اولى الامر است كه اگر دو نفر يا بيشتر در اولى الامر اختلاف و تنازع نمودند بايد آنكه را كه خدا و رسول معين ميفرمايند گرفت چنانچه تمام احكام دين از اصول و فروع را بايد از اين راه بدست آورد بقياس و استحسان و سليقه و ها و هو و جنجال و قهر و غلبه نميشود خليفه تراشى كرد يا حكم نمود بلكه از جمله
إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
استفاده مىشود كه اگر رد به خدا و رسول نشد و از غير اين راه رفتند ايمان به خدا و روز قيامت ندارند سيما بقرينه
ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا
كه غير اين راه خيرى ندارد و اعتماد خوبى نيست ، و اللَّه العالم .
[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 60 ]
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعِيداً ( 60 )
آيا بر نميخورى به كسانى كه گمان مىبرند كه ايمان آوردند به آنچه بر تو و آنچه قبل از تو بوده و ميخواهند محاكمه كنند نزد طاغوت با آنكه خدا امر فرموده كه به او كافر شوند و شيطان ميخواهد اينها را گمراه كند بگمراهى دورى در شأن نزول آيه گفتند يك نفر از منافقين با يك نفر يهود نزاعى پيدا كردند يهود گفت ميرويم نزد محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم محاكمه ميكنيم چون او اهل رشوه نيست ، منافق گفت ميرويم نزد كعب بن اشرف يهودى ، و بعضى گفتند در مورد منازعه زبير بوده با يك نفر يهودى لكن هيچكدام دليلى بر خود ندارند و ما احتياج به آن نداريم و در اخبار بسيارى دارد كه ترافع نزد حكام جور و نزد سلطان و نزد حاكم