و مرحوم مجلسى در مجلد 14 بحار صفحه 787 فرموده :
« انّ المسوخ ثلاثون صنفا على ما يحصل من الاخبار و هى « ما ذكر بزيادة » الوزغ و العظاية و الكلب و الطاوس و الزنبور و البعوض و الخفاش و الفار و القملة و العنقاء و القنفذ و الحيّة و الخنفساء و الزمير و المار ماهى و الوبر و الورك ، لكن يرجع بعضها الى بعض » « 1 » و از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت مىكند كه فرموده «
انّ اللَّه مسخ سبعمائة امّة عصوا الاوصياء بعد الرسل » .
و اين حيوانات را مسوخ گفتهاند براى اينكه امتهايى كه مسخ شدند به صورت اينها مسخ شدهاند نه اينكه اين حيوانات از آنها باشند و خداوند كسانى را كه مسخ مينمود از روى غضب و عذاب بود و سه روز بيشتر زنده نمىماندند و اما مسئله تناسخ و اقوال طوائف چهارگانه آنها را ما در مجلد سوم كلم الطيب صفحه 44 - 47 عنوان نموده و بطلان آن را بيان نمودهايم به آنجا مراجعه شود و خاسئين بمعنى باعدين و مبعدين و خسأ قريب المعنى با رجم است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 66 ]
فَجَعَلْناها نَكالاً لِما بَيْنَ يَدَيْها وَ ما خَلْفَها وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ ( 66 )
پس قرار داديم عقوبت اهل اين قريه را عقوبتى كه عبرت باشد براى امّتهايى كه در آن زمان بودند و امّتهايى كه پس از آنها آمدند و پند براى پرهيزكاران ) .
هامش
( 1 ) . العظاية : جانورى است نرم و كوچكتر از حرذون كه هر دم با شتاب ميرود و ميايستد و خنفسا : سرگين گردانك است و زمير بكسر زاء و تشديد ميم نوعى ماهى است و و بر جانورى كوچكتر از گربه و ورك حيوانيست كه مشى آن باران اوست مثل طفلى كه تازه به راه افتاده .