و نيز فرمود
« ايّما مؤمن منع مؤمنا شيئا ممّا يحتاج اليه و هو قادر عليه من عنده او من عند غيره اقامه اللَّه تعالى يوم القيمة مسودّا وجهه مزرقة عيناه مغلولة يداه الى عنقه فيقال هذا الخائن الّذى خان اللَّه تعالى و رسوله ثمّ يؤمر به الى النار »
« 1 » ( هر مؤمنى منع كند از مؤمنى چيزى را از آنچه به آن احتياج دارد و حال آنكه قادر باشد چه از نزد خودش يا از نزد غير خودش ، خداى تعالى او را در قيامت بپادارد در حالى كه روى او سياه و چشمهاى او سفيد شده و دستهاى او بگردنش بسته شده ، پس گفته شود اينست خائنى كه به خدا و رسول او خيانت كرده ، سپس امر شود كه او را به طرف آتش برند ) و نيز فرمود
« من كانت له دار و احتاج مؤمن الى سكنها فمنعه ايّاها قال اللَّه تعالى يا ملائكتى ابخل عبدى على عبدى بسكنى الدنيا بعزّتى و جلالى لا يسكن جنانى ابدا » « 2 »
( كسى كه براى او خانهاى باشد و مؤمنى بسكونت آن محتاج باشد و از وى منع كند ، خداى تعالى فرمايد اى فرشتگان من بنده من بسكونت خانه دنيا بر بنده من بخل ورزيد ، قسم بعزّت و جلالم كه او را در بهشتهايم هيچگاه سكونت نخواهم داد ) و نيز در خبر است كه حضرت صادق عليه السّلام بجماعتى كه نزد او مشرف بودند فرمود
« ما لكم تستخفّون بنا فقام رجل من اهل خراسان فقال معاذا لوجه اللَّه ان نستخفّ بك او بشىء من اوامرك فقال انك احد من استخف بى فقال معاذا لوجه اللَّه ان استخفّ بك فقال عليه السّلام ويحك الم تسمع فلانا و نحن بقرب الجحفه و هو يقول احملنى قدر ميل فقد و اللَّه اعييت و اللَّه ما رفعت به رأسا لقد استخففت به و من استخفّ بمؤمن فبنا استخف و ضيّع حرمة اللَّه عزّ و جل » « 3 »
( چه شد است شما را كه بما استخفاف ميكنيد ؟ پس مردى از اهل خراسان به پا شد و عرض كرد پناه ميبريم به خدا از اينكه به تو يا به چيزى از اوامر تو استخفاف كنيم ، حضرت فرمود بدرستى كه تو يكى از كسانى هستى كه به من استخفاف نمودهاند ، گفت پناه ميبرم به خدا از اينكه به تو
هامش
( 1 ) جامع السعادات
( 2 ) جامع السعادات
( 3 ) جامع السعادات