مقام اول ، در معنى غيبت : در حديث از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت شده كه فرمود
« هل تدرون ما الغيبة »
اصحاب عرض كردند خدا و رسول بهتر ميدانند فرمود
« ذكرك اخاك بما يكره » « 1 »
( غيبت ياد نمودن برادر دينى است به آن چيزى كه او را بد آيد ) كلمه ما موصوله و عامّ است و هر چيزى را كه موجب كراهت مؤمن شود شامل ميگردد خواه نقص بدنى باشد يا نقص اخلاقى ، يا نقص عملى يا نقص مالى يا امورى كه به او بستگى داشته باشد از قبيل زن و فرزند و فاميل و امثال اينها و خواه آن نقص اختيارى باشد مانند اعمال زشت يا غير اختيارى مانند كراهت منظر .
و در حديث است كه عايشه بزنى اشاره كرد كه او كوتاه قد است حضرت فرمودند
« اغتبتها »
( غيبت او را نمودى ) « 2 » و غيبت وقتى است كه عيبى درباره برادر دينى بگويى كه در او باشد ، و اگر در او نباشد تهمت است ، چنانچه در حديث است كه خدمت رسول خدا درباره مردى گفتند « ما اعجزه » ( بسيار عاجز است ) حضرت فرمود « اغتبتم » ( غيبت نموديد ) عرض كردند « قلنا ما فيه » ( آنچه در او بود گفتيم ) حضرت فرمود
« ان قلتم ما ليس فيه فقد بهتّموه »
( اگر گفته بوديد چيزى را كه در او نبود بوى بهتان زده بوديد ) « 3 » و امّا ذكر مدائح شخص هر چند كراهت داشته باشد غيبت نيست مگر اينكه موهم ذمّ شود مثل اينكه مستمع توهّم كند خود او توصيه نموده كه مدح وى را نمايند مقام دوم در انحاء غيبت : غيبت بر چند قسم است : 1 - تصريح بقول ، 2 - اظهار بفعل مثل راه رفتن شبيه اعرج يا به چشم و ابرو و حركت دست و سر و امثال اينها اشاره به نقص كسى كند كه اين را محاكات گويند .
3 - تعريض مثل اينكه بگويد الحمد للَّه من مبتلا بفلان چيز و يا فلان عمل نيستم و نظرش گوشه زدن به كسى است كه داراى فلان چيز يا فلان عمل است و يا
هامش
( 1 ) . مكاسب شيخ قدس سره
( 2 ) . جامع السعادات
( 3 ) . لئالى الاخبار باب غيبت