تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1456

مساهمون:

ص١٤٥٦
شعر
سپاهى با شگفتيها و دستانهاى گوناگون * ز نستوهى فزون از حد و ز انبوهى برون از مر
و استاد رودكى نيز فرمايد : شعر « 1 »
ايا خورشيد سالاران گيتى * سوار رزم ساز و گرد نستوه

نواجسته « 2 »

- در نسخهء وفائى و ميرزا بمعنى باغ نونشانده باشد .

نابهره

- همان نبهرهء مرقوم بمعنى اول و دوم [ 1 ] . و بمعنى بزرگ و عظيم نيز آورده در فرهنگ و به اين بيت مولانا جامى متمسك شده : بيت
كه واويلا عجب كاريم افتاد * بسر نابهره ديواريم افتاد

نگاشته

- [ بكسر نون ] يعنى نقش كرده و نوشته [ 3 ] چنان كه « 3 » كمال اسمعيل فرمايد : بيت
برين صحيفهء مينا بخامهء خورشيد * نگاشته سخن خوش به آب زر ديدم

نكوهنده

- [ به وزن فروشنده ] يعنى عيب كننده و سرزنش‌كننده مثالش زينتى گويد : شعر « 1 »
كند كم درين رستهء دير پا * نكوهنده لاف فروشنده را

نواسه و نواده

- فرزندزاده باشد از جانب دختر و نبيره از جانب پسر . و در سامى نواده بمعنى فرزند فرزند آمده چون پسر باشد . مثال نواده فردوسى گويد : شعر « 1 »
ز تخم نواده چو هفتاد و پنج * سواران جنگ و نگهبان گنج
مثال نبيره فخر الدين ابو المعالى گويد : بيت
تو تا كى مال دنيا را ذخيره * كنى از بهر فرزند و نبيره
و حكيم فردوسى نيز فرمايد « 4 » : بيت
تو گاهى نبيره كشى گاه پور * بهانه ترا جنگ ايران و تور
و نوه نيز گويند « 5 » مثالش سراج الدين راجى گويد :
هامش
( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - « الف » : نوابسته . ( 3 ) - اصل : چنانچه . ( 4 ) - اين جمله و شعر بعد آن از « ك » است . ( 5 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد .
( 1 ) برهان گويد نواخسته نيز به اين معنى است . ( 2 ) يعنى بمعنى : سيم ناسره و دون و فرومايه . و در برهان معنى پوشيده و پنهان نيز دارد . ( 3 ) و ساخته شده ( برهان ) .