شعر
سپاهى با شگفتيها و دستانهاى گوناگون * ز نستوهى فزون از حد و ز انبوهى برون از مر
و استاد رودكى نيز فرمايد :
شعر « 1 »
ايا خورشيد سالاران گيتى * سوار رزم ساز و گرد نستوه
نواجسته « 2 »
- در نسخهء وفائى و ميرزا بمعنى باغ نونشانده باشد .
نابهره
- همان نبهرهء مرقوم بمعنى اول و دوم [ 1 ] . و بمعنى بزرگ و عظيم نيز آورده در فرهنگ و به اين بيت مولانا جامى متمسك شده :
بيت
كه واويلا عجب كاريم افتاد * بسر نابهره ديواريم افتاد
نگاشته
- [ بكسر نون ] يعنى نقش كرده و نوشته [ 3 ] چنان كه « 3 » كمال اسمعيل فرمايد :
بيت
برين صحيفهء مينا بخامهء خورشيد * نگاشته سخن خوش به آب زر ديدم
نكوهنده
- [ به وزن فروشنده ] يعنى عيب كننده و سرزنشكننده مثالش زينتى گويد :
شعر « 1 »
كند كم درين رستهء دير پا * نكوهنده لاف فروشنده را
نواسه و نواده
- فرزندزاده باشد از جانب دختر و نبيره از جانب پسر . و در سامى نواده بمعنى فرزند فرزند آمده چون پسر باشد . مثال نواده فردوسى گويد :
شعر « 1 »
ز تخم نواده چو هفتاد و پنج * سواران جنگ و نگهبان گنج
مثال نبيره فخر الدين ابو المعالى گويد :
بيت
تو تا كى مال دنيا را ذخيره * كنى از بهر فرزند و نبيره
و حكيم فردوسى نيز فرمايد « 4 » :
بيت
تو گاهى نبيره كشى گاه پور * بهانه ترا جنگ ايران و تور
و نوه نيز گويند « 5 » مثالش سراج الدين راجى گويد :
هامش
( 1 ) - « س » ندارد .
( 2 ) - « الف » : نوابسته .
( 3 ) - اصل : چنانچه .
( 4 ) - اين جمله و شعر بعد آن از « ك » است .
( 5 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد .
( 1 ) برهان گويد نواخسته نيز به اين معنى است .
( 2 ) يعنى بمعنى : سيم ناسره و دون و فرومايه . و در برهان معنى پوشيده و پنهان نيز دارد .
( 3 ) و ساخته شده ( برهان ) .