گفتار اول در حرف همزه با حروف تهجى
[ بيان اول در حرف آ ]
آ -
بر وزن جا امر آمدن باشد يعنى بيا و به عربى تعال گويند و بر وزن داء در عربى حكايت از آواز هر چيز است و نام درختى هم هست .
آب -
به سكون باى ابجد معروف است كه يكى از جمله چهار عنصر باشد و به معنى رواج و رونق و عزت و آبرو و لطافت و قدرت و قيمت و فيض و عطا و رحمت و دولت و ترقى و جاه و منزلت هم آمده و طرز و روش و قاعده و قانون را نيز گويند و يكى از نامهاى سيماب است و به زبان رومى نام ماه يازدهم بود از سال ايشان بودن آفتاب است در برج اسد و كنايه از خجلت زده و همواره به راه رونده باشد و كنايه از لؤلؤ و جواهر و تيغ و شمشير جواهردار هست و در حقيقت اشارتست بر نفس كامل و عقل كل و او را نفس ملهمه گويند .
آب آتش رنگ -
به كسر ثالث كنايه از شراب لعلى و اشك خونين باشد .
آب آتشزاى -
بازاى هوز به معنى آب آتش رنگ است كه كنايه از شراب لعلى و اشك گلگون باشد و آن را آب آتشين و آتشين آب هم مىگويند .
آب آتشزده -
كنايه از اشك چشم است .
آب آتش شد -
به سكون ثالث يعنى آشوب برخاست و شور و غوغا به هم رسيد و آب گرم شد .
آب آتشنماى -
به كسر ثالث كنايه از شراب لعلى و اشك خونين باشد .
آباد -
بر وزن آزاد به معنى معموره باشد كه در مقابل تحسين هم گويند همچو آفرين و بارك اللّه و نام خانه كعبه نيز هست و نام پيغمبريست از پيغمبران عجم و به معنى خوش و خوب هم آمده است .
آبادانيدن -
به معنى ستودن و ستوده آمدن باشد يعنى ستايش كردن و وصف نمودن .
آباديان -
بر وزن قابلان ، امت مه آباد را گويند و او اولين پيغمبرى بوده است كه به عجم مبعوث شده و كتاب او را دساتير خوانند .
آب آذرسا -
به كسر ثالث كنايه از شراب لعلى و اشك خونين باشد .
آبار -
بر وزن بازار سرب سوخته را گويند زخمها و ريشها را نافع باشد و آن را به عربى آنك محرق خوانند و صفت ساختن آنچنان است كه تا به آهنى را بياورند و قدرى سرب و گوگرد در آن كنند و بن كاسه را كه از سفال باشد سوراخ كرده و بر روى آن پوشند و بر سر آتش نهند و بدمند تا سوخته گردد .
آب ارغوانى -
به كسر ثالث به معنى آب آذرساست كه كنايه از اشك خونين و شراب لعلى باشد .
آب از جگر بخشيدن -
كنايه از عطا كردن و چيزى به مردم دادن باشد .
آبافت -
بر وزن نايافت نوعى از پارچهء گنده و سفت و سطبر باشد .
آبان -
بر وزن تابان نام ماه هشتم است از سال شمسى و آن بودن خورشيد باشد در برج عقرب و نام فرشتهاى است كه موكل است بر آهن و تدبير امور و مصالح ماه آبان به او تعلق دارد و نام روز دهم باشد از هر ماه شمسى و فارسيان به موجب قاعده كليه كه نزد ايشان مقرر است كه چون نام روز با نام ماه