مطلب اول :
آنچه در اين قسمت نقل مىشود ، گرچه در درون خود از همگسيخته هستند امّا دربرگيرندهء نكاتى مفيد است كه طبيب را براى برقرارى ارتباطى نزديكتر با طبيعت يارى مىدهد :
الف - در استفراغ تامّ ، خلأ لازم مىآيد و مخالف عادت طبيعت است . « 1 »
ب - در زمان انتهاى بيمارى ، نبايد مسهل داد ؛ چون وقت مجاهدهء طبيعت با بيمارى است و باعث حيرت طبيعت مىگردد . « 2 »
ج - عادتها براى طبيعت ، حكم طبيعت ثانويه دارند و لذا ترك آنها در صورت مذموميّت ايشان ، بايد به تدريج باشد . « 3 »
د - تلطيف تدبير در تبها معين بر نضج است ؛ چون طبيعت هرگاه مشغول غذا نشود ، مشغول به نضج اخلاط مىگردد . « 4 »
ه - بقراط مىگويد : هر بيمارى را با گياه شهرش درمان كن ؛ چون طبيعت ، مشتاق به عادات خود است . « 5 »
و - به هنگام ضعف طبيعت ، حتى دارو هم در بدن اثر نمىكند ، چون طبيعت است كه خواص دارو را به بدن و اعضا مىرساند . « 6 » و لذا جرجانى مىگويد : « نبينى كه هرگاه طبيعت ضعيف شود ، قوّتها از كار خويش بازماند ؛ نه تن از طعام غذا يابد و نه دارو منفعت كند . و از بهر اين است كه مثلا انزروت از جراحت انسان مرده گوشت برنياورد و سقمونيا ، مرده را اسهال نكند » . « 7 »
هامش
( 1 ) . همان ، چاپ سنگى ، ص 1010 كامپيوتر .
( 2 ) . همان ، ص 1011 كامپيوتر .
( 3 ) . همان ، ص 739 كامپيوتر .
( 4 ) . همان ، ص ؟ ؟ ؟ .
( 5 ) . طبقات الاطبّاء ، ص ؟ ؟ ؟
( 6 ) . خلاصة الحكمة ، چاپ سنگى ، ص ؟ ؟ ؟ .
( 7 ) . ذخيرة خوارزمشاهى ، ص 62 .