« خون محتاج به نضج نيست . امّا صفرا را بايد با ادويهاى چون عناب ، گل نيلوفر و گل بنفشه نضج داد و با ادويهاى چون : هليلهء زرد و ترنجبين كه مسهل آن هستند از بدن اخراج نمود و مدّت زمان نضج آن ، سه روز است . امّا سودا را بايد با ادويهاى چون :
سپستان ، گل گاو زبان و بادرنجبويه در مدت حدود پانزده روز نضج داد و با مسهلاتى چون :
افتيمون از بدن اخراج نمود . امّا بلغم را بايد با ادويهاى چون : باديان و ريشهء شيرينبيان در مدت نه روز نضج داد و سپس با ادويهاى چون : غاريقون ، انيسون و تربد آن را از بدن اخراج نمود » . « 1 »
ح : از ديگر روشهاى جزيى اعانت ، خواب است . به بيان عقيلى در اينباره توجه كنيد :
« و بعد از آن در تنويم او كوشند تا طبيعت استراحت يافته ازاله كلال فرمايد » . « 2 »
« خواب كردن پيش از عمل مسهل ، معين بر آن است اگر دواى قوى باشد ؛ زيرا كه قابل انهضام نيست ؛ چنانچه در مبحث تعريف دوا ذكر يافت و طبيعت و قوى به سبب توجه به سوى باطن معين بر عمل آناند و اگر ضعيف باشد ، باعث انهضام و ابطال فعل آن است ؛ پس اولى آن است كه خواب بر اين ننمايد و چون دوا شروع به عمل ننمايد ، بايد كه خواب به هيچ وجه ننمايد » . « 3 »
خاتمه
اين قسمت پايانى بخش سوم ، دربرگيرندهء سه مطلب است : يكى ، شناخت برخى مسائل كه طبيب را در اعانت بر طبيعت آگاهتر مىكند ؛ دوم ، ريشهيابى دقيق از نحوهء اكتشاف روشهاى اعانت طبيب بر طبيعت ؛ سوم ، دليل نياز طبيعت به اعانت .
هامش
( 1 ) . ميزان الطب ، چاپ مؤسسهء احياء طب طبيعى ، ص 22 - 29 .
( 2 ) . خلاصة الحكمة ، ص 905 .
( 3 ) . همان ، ص 1208 .