مؤلف فلورا ايرانيكا معتقد است كه در ايران دو تحت گونه يكى با نام گونهء اصلى و ديگرى به نام
P . amplexicaulis sub bauphula ( Edg . ) Rech .
در مناطق غربى و جنوبى ايران يافت مىشود .
ساير تحقيقات و بررسىهايى كه در مورد اسفرزه در جهان به عمل آمده است .
در امريكا اگر با مردم از
Psillium
صحبت كنيد غالبا ابرو درهم كشيده و اظهار بىاطلاعى مىكنند ولى اگر يكى از اسامى تجارتى داروهاى مليّن مثلا
Metamucil
را نام ببريد همه مىگويند بله بله خيلى خوب است ، مليّن خوبى است . اسفرزه كه معمولا به دانهها يا تخمهاى گياه گفته مىشود ، دانه بسيار سختى است كه تقريبا در غالب مناطق مىرويد و مردم آن را مىشناسند . در رديف مفيدترين و مؤثرترين و بىضررترين و در عين حال ملايمترين مليّنهاى گياهى است كه از قرنها پيش براى لينت مزاج تجويز مىشده است ولى تحقيقات جديد نشان مىدهد كه دانههاى گياه اسفرزه براى كاهش كلسترول نيز اثر محسوسى دارد . اين گياه را در برخى مناطق امريكا پلانتن « 1 » نيز مىگويند و اين نام از جنس آن
Plantago
گرفته شده است ولى بايد توجه كرد كه در امريكا به موز نيز در برخى مناطق به جاى بانان
Plantain
مىگويند در صورتى كه نام علمى موز
Musa Paradisiaca
است درحالىكه اسفرزه
Plantago psyllium
مىباشد .
طى قرنها در طب سنتى چين و در مكتب آيوروداى هند ، پزشكان تخم و برگ گونههاى اسفرزه را كه در آسيا مىرويند براى درمان اسهال ، يبوست ، بواسير و مسائل مجارى ادرار و اخيرا براى كاهش فشار خون تجويز مىكردهاند .
اسفرزه در قرن شانزدهم در طب سنتى اروپا وارد شد و براى رفع اسهال و يبوست تجويز مىشده است . در قرن هفدهم كارشناس گياهدرمانى انگليسى به نام
Nicholas culpeper
تخم اسفرزه را براى رفع التهابها ، ورمها ، نقرس ، بواسير و زخم پستان در مادران شيرده تجويز مىكرده است . پزشكان اروپايى تا حدودى اسفرزه را به عنوان يك گياه درمانى مفيد مىشناختند ولى تا جنگ بينالملل اول مصرف آن در اروپا چندان گسترده نبود ، در حال حاضر اسفرزه يكى از معروفترين و معمولىترين
هامش
( 1 ) .Plantain